کتاب جهانی را میگشاید
گفتگویی با اهالی کتاب به بهانه روز جهانی توسعه فرهنگی
تیغ سانسور ٬ کند شده اما سلاخی میکند !
اردیبهشت هر سال با بزرگترین رویدادد فرهنگی کشور یعنی بر پایی نمایشگاه کتاب آغاز می شود و با روز جهانی توسعه فرهنگی یعنی 21 می به پایان می رسد . از آنجا که به عقیده بسیاری از صاحب نظران در دنیای امروز قدرت فرهنگ در کنار قدرت اقتصاد و قدرت سیاست از شاخص های قدرت و منزلت جهانی محسوب می شود و از سویی تیراز کتاب و تنوع آن و میزان آزادی بیان و آزادی نشر نیز همگی از مولفه های اصلی شاخص قدرت در فرهنگ محسوب می شود ؛ همه وهمه این دلایل دست به دست هم داد تا کند و کاوی در مقوله کتاب و کتاب خوانی داشته باشم .
آرمان محمودی دانشجوی رشته کامپیوتر دغدغه همیشگی اش در خواندن کتاب را " سانسور " عنوان میکند و می افزاید همیشه وقتی به کتاب فروشی می روم می خواهم که نسخه های قدیمی کتابها را به من بدهند تا شاید از گزند ممیزی در امان مانده باشند !
وی می افزاید هرگز نتوانستم فلسفه وجودی سانسور را درک کنم ! اینکه به یک نفر بگویند چه چیزی را بنویس یا چه چیزی را ننویس , اینگونه فکر کن و یا آنگونه فکر نکن ! آنهم در زمانی که با صرف چند دقیقه به راحتی می توان نسخه کامل کتابها را ازطریق اینترنت به دست آورد !
از سویی لاله پرتو که معلم کلاس دوم دبستان است میگوید : کتاب خواندن زندگی آرام و فکر بی دغدغه می خواهد و ادامه می دهد وقتی بیش از نیمی از افراد جامعه زیر خط فقر هستند و اغلب افراد شبهایشان را با کابوس قسط و قرض و کرایه خانه صبح میکنند و دو یا سه شیفت کار میکنند که از پس هزینه های جاری زندگی بر بیایند دیگر نه پولی و نه زمانی و نه حوصله ای حتی برای تورق کتاب هم باقی نمی ماند !
در این بین طالبی کتابفروش٬ در باره قیمت بالای کتاب تصریح میکند : اگر رایانه های کاغذ به صورت عادلانه ای در بین تمامی کتابها تقسیم شود و این سوبسید فقط برروی کتابهای مذهبی صرف نشود مشکل قیمت سرسام آور کتاب حل خواهد شد .
وی تاکید کرد ساختن فرهنگ نیازمند سعه صدر است و در این راستا نباید استبداد به خرج داد و از سویی باید به تکثر عقاید هم قایل بود و فارغ از نگاه پدر سالارانه شعور مخاطب را به رسمیت شناخت و بر پایه نیاز و میل مخاطب صنعت نشرو فرهنگ مطالعه را گسترش داد .
کتاب فروش دیگری نیز بر این باور است که :خرید کتاب اغلب در سبد کالاههای ضروری خانواده ها قرار نمی گیرد و این نشان از عدم نهادینه شدن فرهنگ مطالعه دارد که جای بسی تاسف است .
با روح آهی میکشد و می گوید انگار عشق به آگاهی مرده است !و در حالی که نیما میگفت تنها راه نجات خواندن است و خواندن است و خواندن , به ندرت پیش می اید که کسی که اهل خواندن باشد را ببینم !
یک دستفروش کتاب نیز میگوید : در دوره آقای خاتمی بازار کتاب خوانی رونق خاصی یافته بود ولی الان مدتی است خاک بی تفاوتی بر چهره بسیاری از کتابها نشسته است !
وی در مورد ممیزی کتاب هم میگوید کتاب افست شده مانند میوه ممنوعه است که همه برای داشتن آن راغبند !و می افزاید : "گاهی یک کتاب 2 سال بر روی دستم می ماند و به محض اینکه چاپ جدید آن ممنوع می شود بازار آن کتاب داغ می شود و آن را با هر قیمتی می خرند ! اصلا انگار داشتن کتاب ممنوع مد شده است !"
از سوی دیگر فاطمه کمالی , ناشر , از شرایط دهشتنا ک نشر می نالد و در نوشته ای تصریح میکند : متاسفانه تولید کتاب و صنعت نشر با مشکلات طاقت فرسایی دست به گریبان شده که در هیچیک از دوره های پیش سابقه نداشته است .
وی می افزاید :" به عنوان یک ناشر که در سال بین 12 تا 17 کتاب به طبع میرساندم اینک در دو سال گذشته به جز یک مورد از کتابهای نشر سرایی همه کتالبها یا در انتظار مجوز و ترخیص مانده اند و یا بدون ذکر هیچ دلیلی از طرف دایره بررسی ارشاد رد شده اند و این در حالیست که با توجه به ضابطه ای که در دوره جدید وضع شده پروانه نشر ناشرانی که در طول سال کمتر از 4 جلد کتاب منتشر کنند باطل می شود !و تصریح میکند : " کیست که تصور نکند عدم دادن مجوز روشی است برای تعطیل کردن برخی ناشران غیر همسو."
در انتها با عنایت به آمار بسیار پایین تولید کتاب ایران که فقط یک چهارصد هزارم تولید کتاب در جهان است و با توجه به رقم بسیار کوچک سرانه مطالعه در کشور و با اشاره به اینکه ماده 3 نشر کتاب صراحتا همه ارکان حکومت را موظف دانسته که بر اساس قانون از حریم آزاد کتب و و نشریات مجاز حمایت کند باید نشست و دید که دولت نهم در راستای راه انداختن نهضت کتاب خوانی چه استراتژی را پیش خواهد گرفت ؟!