شاهنامه سند جاودانه ي صلح
به بهانه ي ۲۴ ارديبهشت روز گرامي داشت فردوسي
شاهنامه در طول عمر هزار ساله اش دمساز جاودانه ي ملت ايران بوده است و شريك غم ها و شادي هايش اين شاهكا ر حماسي قباله ي حيثيت و سند افتخار ملي ايرانيان بوده است.گاهي تاملات حكيمانه ي فردوسي در اثناي داستانسرايي طبع افسانه پسند خلايق را به تفكري عبرت آموز كشانده است و گاهي اندرزهاي خرد مندانه اش مددكار ذهن پند آموز پيران گشته ....
ضحاك ماردوش ـــ سعيدي سيرجاني
شاهنامه بر خلاف نامش نه قصه ي شاهان بوده و نه در مدح آنان .شاهنامه در حقيقت قصه ي پهلواناني بوده كه همچون نخبهگان امروزي ــبه تعبير سياسيون ــ در صدد دفع بلا از اين خاك پر گهر بوده اند .
شاهنامه محصول روزگار سياه استبداد و اختناق عرب ها و تركهاي نيمه ي قرن چهارم بوده كه سرزمين خراسان را سخت در بر گرفته بود. و اين همه رندي حكيم خرد مند طوس بود كه در روزگاراني كه ايران مورد حجمه ي استبداد و استعمار بيگانگان قرار گرفته بود عجم زنده گرداند بدين پارسي . سراينده ي خرد گراي شاهنامه سي سال عمر ارزشمند خود را صرف اين جمله كرد كه ـچو ايران نباشد تن من مباد _
شاهنامه نه تنها يك شاهكار ادبي كه يك مانيفست ناسيوناليستي خرد مدار و روشنفكرانه است كه به جرات مي توان ادعا كرد ايران و زبان شيرين پارسي را از سقوط به قهقراي ظلماني از خود بيگانگي و در خود سوختن نجات داد و از سويي كلام اسطوره اي شاعر پارسي گوي آنچنان ظلم ستيز و صلح پرور بود كه مبدل به ميراث جاودانه و گرانسنگ مشرق زمين و قوم آريا براي جهانيان شد . تا آنجا كه تا به حال به بيشترين زبان هاي زنده ي دنيا برگردانده شده است .
يكي در آن عهد و زمان با آن همه استبداد و اختناق سي سال عمر گران را براي زنده كردن فرهنگ ناب ايراني و زبان شيواي فارسي ارزاني ميدارد و امروز .... وا ايرانا كه امروز گروهي خود فروش عرب پرست گذاردن نام ها ي اصيل پارسي را بر فرزندان اين ديار بر نمي تابند و از عرق ملي فقط براي كشاندن مردم به كوچه و خيابان و فرياد زدن حق مسلم شان !!!كه نه آزادي و نه عدالت و آرامش بلكه انرژي هسته ايست سود مي جويند .
و كلام آخر :خداوند جان و خرد وطنم را از گزند رياكاران مصون بدار و روح دهقان زاده ي طوسي را از كابوس به يغما رفتن ايران برهان .