خشونت فرزند خلف نفرت

اول :
دیروز رضا علیجانی میهمان مشارکت بود تا درباره شریعتی حرف بزنه , من علقه چندانی به شریعتی ندارم ولی توی متن سخنان این نیروی ملی و مذهبی یه سری حرف های شنیدنی بود که تیتر وار می نویسم :
1 : یادمان باشد مذهب برای انسان است نه انسان برای مذهب .
2 : همیشه از دل نفرت خشونت زاییده می شود .
3 : شریعتی : انسان یعنی شرافت و آزادی و این دو چیزی نیست که بتوان فدا کرد حتی در مقابل خدایان
4 : اول انقلاب هیچکس نمی تونست از بین حرفهای انقلابی ها تئوری ولایت فقیه رو در بیاره .
5 علیجانی : الان طبق آمار پر فروش ترین کتب ایران مفاتیح الجنان و کتاب هایی از این دست است !!!!!!!
6 : خوبه که تاریخ رو از آخر به اول نخونیم . تاریخ رو باید با درک شرایط زمانی و مکانی خهوند و همیشه به خاطر داشت که هیچ جمله و کلامی فرا زمانی و فرا مکانی نیست ! ( هیچ جمله و کلامی اعم از مذهبی و غیر مذهبی)
7 روحانیت پس از انقلاب از روش های ضد اخلاقی وحذفی در مقابل پارادایم های مخالفشون استفاده کردند .
8 : علی به مالک اشتر : همه با تو یا در آفرینش برابرند یا در دین برادر.
9: مشکل کشور ما بحران اندیشه نیست بحران انگیزه است .
10 : باید پذیرفت جامعه ایران متکثر ه , رییس خیلی زیاد داره ولی سرخپوست نداره !!!
11 : توحید دو قسم داره آسمانی و زمینی . می شه آدم موحد باشه و با تکیه بر همین توحید زیر آب تبعیض جنسیتی , نزادی , عناد با آزادی و بی عدالتی و ... رو زد !!! ( البته به نظر من روش های دیگه ای هم وجود داره.)
12 : وجود پارادایم های مختلف به نفع جامعه است نباید با آنها دشمنی کرد .
آخر جلسه هم در پاسخ به اینکه چه باید کرد گفت : (ه قول فلانی , هر کی هر کاری می گه باید بکنه !)
دوم :
چون هنوز با بعضی اکونت ها نمی شه بدون سانسور رو باز کرد از این به بعد هم زمان در rahaariyan2.blogfa.com هم می نویسم .
سوم :
دیشب دوباره "بر روی پل های مدیسون کانتی"رو دیدم . این فیلم شاهکاره ! اگه ندیدید پیشنهاد میکنم ببینیدش .
چهارم :
گام از پس گام // چهره از پس چهره //نگاه از پس نگاه //عبور جمعی// در هیات مردی تنها ...
"افشین دشتی"

می خواهم به بودن ادامه دهم

روزی به ناگزیر باید فراموشم کنند .
و نامم را از روی تخته سیاه پاک کنند .
قلبم از پا نیفتادنی بود .
اما به خاطر آنکه خواهان آرامشم
هرگز می اندیشید که می خواهم بمیرم
خلالف این درست است ,
می خواهم زندگی کنم .
باشم
و به بودن ادامه دهم ....
" پابلو نرودا "

وب لاگم فیلتر شده . البته توی بعضی از اکونت ها . به زودی یه بلاگ دیگه می سازم و همزمان با هم می آپم.
راستی امروز روز گل و گیاه .... مبارکه.... به همتون یک شاخه رز سفید تقدیم میکنم .به امید صلح و آزادی و شادی .

هیچ چیز , هیچ جا , هیچ وقت مهم نیست

ایکس : من نمی گم رفتار تو بده ؛ اما این رفتار در جامعه پذیرفته شده نیست

رها : مهم نیست .من حاضر نیستم عمر یک بار مصرفم رو به خاطر جامعه بسوزونم .

ایکس : خوب اینجوری جامعه طردت می کنه ,منزلت  اجتماعیت تضعیف میشه

رها : منزلت من پیش کی کم میشه ؟ آدمی که اصلا برای من مهم نیست . در ضمن این بهای سنگینی برای   آزادی نیست .

ایکس : یعنی به نظر تو آزادی مهم ترین چیز؟

رها : نمی دونم مهمترین چیز چیه ولی می دونم محور اصلی زندگی من آزادی

ایکس :خودت میگفتی مجبوری شب ساعت 9 خونه باشی .این مغایر با آزادی فردی تو نیست ؟

رها : خوب این برای من یه قانون پذیرفته است . من بسیاری ا زقید ها رو از خودم باز میکنم تا تبدیل به یک ذره آزاد بشم  و بعد برای رسیدن به چشم اندازم  به خودم یک سری قید خود خواسته می زنم . مثلا پذیرفتن قاون ساعت 9 .

ایکس : اما تو برای پذیرش این قانون , آزادی رو فدا کردی

رها : آدم ها توی زندگیشون معامله میکنند من هزینه و فایده میکنم و در موقعیت تصمیم میگیرم

ایکس : این نون به نرخ روز خوردن

رها : این واقع گرایی . من یک ایده آلیست نیستم

ایکس : به هر حال تو نمی تونی ادعا کنی آزادی محور زندگیته

رها: چرا دقیقا هست . من با خودم هزینه و فایده میکنم و میبینم اگر قانون خونه رو مبنی بر اینکه باید ساعت 9 خونه باشم بپذیرم نه تنها چیزی رو از دست نمی دم که حتی , به خاطر پذیرش اون قانون , آزادی های مهم تری رو بدست میارم .اما وقتی مثلا بابا می گه نمی خواد من کار خبر بکنم  , من بر خلاف دفعه قبل می بینم باید هزینه سنگینی رو به خاطر دل یه نفر دیگه متقبل بشم , اینجا دیگه آزادیم رو فدا نمیکنم .این یعنی معامله بازندگی با اولویت آزادی                                                                

ایکس : یعنی فاکتور های دیگه ای مثل عشق , احترام و منزلت و پذیرفته شدن در جمع و ... برات مهم نیست

رها : چرا همشون مهم . همیشه سعی میکنم که همه اینها رو داشته باشم ولی یه جاهایی که مجبور به انتخاب باشم اولویت اول من آزادی

ایکس : مثلا تو فکر میکنی لبخند زدن و گاهی بلند بلند خندیدن اشکالی نداره ... حاضری یه جایی که فضا مذهبی و خشک بلند بلند بخندی

رها : خوب اگه محیط رسمی باشه مثلا یه اداره نه !

ایکس: نه.مثلا توی خیابون جایی که چالش های عرفی و جنسیتی بخواد محدودت کنه

رها : ببین اگه ما رفتار مون بر پایه اصالت باشه , یعنی از ته دلمون بخوایم بخندیم  در مقابل سخت گیری های عرف کوتاه نمی آیم . مشکل اینه که اغلب کارهایی که میکنیم برامون اصیل نیستند , اغلب به خاطر دل دیگران و نظر و خواست دیگران زندگی میکنیم حتی خنده هامون هم برای دل دیگرانه ؛ برای همین زودی کوتاه می آیم .

ایکس : یعنی مهم نیست که آدم ها در باره تو چی فکر میکنن

رها : به قول یه دوستی ( هیچ چیز , هیچ جا , هیچ وقت مهم نیست )

ایکس : این یعنی تو آدم ها رو دوست نداری.یعنی خیلی خود خواهی ؟

رها : توی دنیا هیچ آدمی نیست که من دوسش نداشته باشم . به نظر من همه آدم ها محترم ودوست داشتنی اند,  ولی همه آدم ها مهم نیستند

ایکس : چه آدم هایی مهمند ؟

رها : این رو روابط مشخص میکنه و اولویت های ذهنی تو . آدم های مهم,آدم هایی هستند که خود تو انتخاب میکنیشون , چون قرار به خاطر اون آدم ها به خودت یه سری قید بزنی . یعنی آدم هایی که نظر شون برات مهم و تو حاضری به خاطر اونها از یه سری از آزادیهات به صورت خود خواسته چشم پوشی کنی .

ایکس: آزدی , قید گذاشتن خود خواسته , واقع گرایی و هزینه و فایده در زندگی واصالت در تفکر و رفتار ... خوبه .....

 

دوستانم در همین باره نوشتند :محمود  و مریم و زهرا و امیر  و مجید  .

 

نگاه های فاحشه ...

۱ سلام ...

۲ادمکها با نگاه های فاحشه اشان

مرا فاحشه می خوانند

فاحشگی را نمی فهمم !

معنایش را گم کرده ام !

وقتی می خندم

یا گریه میکنم

یا فریاد میزنم

یا راه میروم

یا حرف میزنم

یا حتی یک لباس خوشرنگ می پوشم

آنها با نگاه های فاحشه اشان

مرا فاحشه می خوانند

یکی به من بگوید

فاحشگی یعنی چه؟؟؟

پ.ن : امروز تو تاکسی یه آقایی هی به من نگاه میکرد هی به خانم بغل دستیش میگفت : " حقشون  باید جمعشون کنن !!! سر و سینشون رو می ندازن بیرون جوون های مردم رو از راه بدر میکنن ! مثل ...ها لباس می پوشن ! دوره آخر الزمون رسیده !! توی دلم با غیظ بهش گفتم .....خودتی و جد و آبادت که با دیدن یه زن به له له میافتی! اما در عمل خودم رو به در چسبوندم و گره روسریم رو محکم کردم .احساس کردم این آقا از اون آقاهاست که تخیلش خیلی قوی و همه زن ها رو از روی لباس لخت می بینه !

پ.ن ۲ : برخورد با ارازل و اوباش !!! ( به نظر شما کدوم یکی ارازل واوباش ترند؟)