ساعت 10 شب :
ماما : (با فریاد ) کدوم جهنمی بودی تا حالا ؟
رها :( با بد اخلاقی )جلسم طول کشید .
ماما : ( صداش بلند تر می شه ) مرده شور هر چی جلسست ببره , دیگه نمی خوام شب بری جلسه .فهمیدی؟
رها : این تصمیمی که من می گیرم شما حق رای نداری مامان .
ماما : (انگار یکم از پاسخ غیر منتظره رها شوکه شده ) چرا موبایلتو جواب ندادی؟
رها : چون نمی خواستم پیش بقیه برای شما توضیح بدم که قرار نیم دقیقه دیر برسم خونه.
ماما: تا من رو نکشی راحت نمی شی .
رها : من به تو چه کار دارم مامان جون . به جای اینقدر فکر کردن به من و گارفیلد یکم سعی کن خودت زندگی کنی...
ماما : همش گفتم یا دزدیدنت یا تصادف کردی
رها : من که نمی تونم خودم رو تو خونه حبس کنم که یکی ندزدم یا تصادف نکنم . ته تهش اینه که می میرم یا یه نفر می دزدم بهم تجاوز میکنه . خوب به درک . زندگی نکنم که یه وقت خدای نکرده نمیرم .
ماما :( هق هق گریه میکنه ...)
رها : ( انگار کاملا عقب کشیده )الهی دورت بگردم . قول می دم نه بمیرم نه تصادف کنم . مراقبم هستم کسی ندزدم . ( اشک ما ما رو پاک میکنه )
ماما : من همه زندگیم رو گذاشتم پای شما , اگه یه بلایی سر یکیتون بیاد ...( هق هقش بلندتر از همیشه می شه)
رها:) گونهاش رو می بوسه ) وای چه اشکای شوری .قول می دم دیگه دیر نکنم . جواب تلفنتم می دم .حالا گریه نکن .... بخند .... زود باش بخند .
ماما : ( آروم لبخند می زنه و رها رو می بوسه)
( ماما چشاش رو یکم ریز کرده و با نگاهش رها رو دنبال می کنه ) فکر ماما : مادر نیستی بدونی من چی می کشم . چرا تو اینقدر شیطونی , چرا راحت به همه اعتماد می کنی , چرا از هیچکی نمی ترسی , چرا اینقدر سر به هوایی , چرامن رو نمی فهمی ؟
فکر رها : چرا من باید به خاطر عشق زیادت بهت باج بدم . به من چه که تو همیشه یه توهم تلخ داری ؟ همیشه منتظر بدترین اتفاقی . بهشت رو برو از اونی بگیر که وعدش رو بهت داده و با این وعده صد تا یه غاز تمام زندگیت رو به استثمار کشیده . به من چه کار داری؟.با این عشق زیادیت هم به خودت بند می زنی هم به من . چرا باعث می شی ازت دور بشم ....
نگاه رها با نگاه ماما گره می خوره و دوباره هر دو بهم لبخند میزنن .....
پ.ن : مامان خیلی دوست دارم حتی اگه متهم به بچه نه نه بودن بشم .خیلی دوست دارم و به خاطر همون دوست داشتن هم دلم نمی یاد ببینم همه هستی خودتو وقف بچه هات می کنی . کاش یکم فقط یکم خود خواه بودی .
کاش الان بیدار بودی تا می یومدم می بوسیدمت !