نگاه های فاحشه ...
۲ادمکها با نگاه های فاحشه اشان
مرا فاحشه می خوانند
فاحشگی را نمی فهمم !
معنایش را گم کرده ام !
وقتی می خندم
یا گریه میکنم
یا فریاد میزنم
یا راه میروم
یا حرف میزنم
یا حتی یک لباس خوشرنگ می پوشم
آنها با نگاه های فاحشه اشان
مرا فاحشه می خوانند
یکی به من بگوید
فاحشگی یعنی چه؟؟؟
پ.ن : امروز تو تاکسی یه آقایی هی به من نگاه میکرد هی به خانم بغل دستیش میگفت : " حقشون باید جمعشون کنن !!! سر و سینشون رو می ندازن بیرون جوون های مردم رو از راه بدر میکنن ! مثل ...ها لباس می پوشن ! دوره آخر الزمون رسیده !! توی دلم با غیظ بهش گفتم .....خودتی و جد و آبادت که با دیدن یه زن به له له میافتی! اما در عمل خودم رو به در چسبوندم و گره روسریم رو محکم کردم .احساس کردم این آقا از اون آقاهاست که تخیلش خیلی قوی و همه زن ها رو از روی لباس لخت می بینه !![]()
پ.ن ۲ : برخورد با ارازل و اوباش !!! ( به نظر شما کدوم یکی ارازل واوباش ترند؟)