این روز ها لحظه هام پر از آغوش امن مامان , نگاه گرم باباست. نمی دونم چطور تونستم سه ماه دور بودن از مامان و بابا رو تحمل کنم ؟! نمی دونی چقدر ازاینکه موقع کابوس دیدن پیش مامان و بابام هستم خوشحالم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۸۷ ساعت توسط مرضیه