امروز ساعت 2:30 که داشتم از سر کار بر میگشتم , با یه ترافیک غیر متعارف مواجه شدم . حدود 30 دقیقه پشت ترافیک میدان پارک ماندم و بعد مجبور شدم پیاده روی زیر آفتاب سوزان را به جای اتوموبیل سواری انتخاب کنم . چند قدم که جلوتر آمدم  , با موضوع عجیب تری روبرو شدم . حدود 300 یا 400 نفر دور تا دور میدان پارک حلقه زده بودند . حدس زدم از آن دست تظاهرات هایی است که هر چند وقت یک بار با تبلیغات ماهواره ای به راه می افتد و و دهها نفر در بهبهه آن تظاهرات ها دستگیر می شوند و بعد هم آبها از آسیاب می افتد .
اما اینبار خبر ی از ماشین پلیس و گارد ویزه و گاز اشک آور و باتوم نبود ! بر خلاف همه تظاهرات ها , همه مردم هم با دوربین یا موبایل هایشان در حال عکس برداری یا فیلم بر داری بودند و هیچ موبایل و دوربینی هم توقیف نمی شد .
با نگاهم,که نگاه خیره مردم رو دنبال کردم , مرد جوانی را دیدم که از قسمت بیرونی گارد ( محافظ ) دور میدان , به قصد خود کشی , آویزان شده بود, ویک ستوان نیروی انتظامی نزدیک فرد مذکور ایستاده بود و سعی می کرد از خودکشی منصرفش کند ! ( انتظار ندارید که یک روانشناس بیاد اونجا , چه توقع ها , اینجا ایرانه)
ماموران محترم آتش نشانی هم با سه ماشین آتش نشانی نزدیک محل ایستاده بودند و به جای چاره جویی کردن(و مثلا پهن کردن تشک های ایمنی زیر پای آن مرد), به ماموران برای بستن راه کمک می کردند .
به هر حال بلبشویی بود . حداقل 2000 اتوموبیل در این راه بندان مانده بودند و تقریبا هیچ کس کاری جز نظاره کردن این ماجرای اکشن انجام نمی داد .
از این طرف و آن طرف که جویا شدم , میگفتند:" گفته است به علت تورم بالا دیگر نمی تواند به زندگی ادامه بدهد و قصد دارد خود کشی کند . این ماجرا تا حدود ساعت 3 ادامه پیدا کرد . هر چند لحظه یک بار جنب و جوش هایی آن بالا احساس می شد صدای داد و بیدادی می آمد و بعد دوباره آن مرد , با شانه به شانه شدنی مامور پلیس را تهدید به پرتا÷ کردن خود می کرد .
اگر چه نهایتا مردم , جوانک را گرفتند و به این سوی نرده های محافظ کشاندند و بعد هم صدای سوت و جیغ مردم برای پایان این تئاتر اکشن بلند شد , اما این ماجرا از ظهر توی سرم می چرخد . اگر این فرد واقعا به خخاطر تورم دست به چنین کاری زده , حاشا به حکومت اسلامی . اگر به خاطر جلب توجه این کار را کرد , حاشا به شعورش و اگر واقعا قصد خود کشی داشته
 NO COMMENT .....