مشغول ضمه ای ( مدیونی ) اگه خبر رو ننویسی . از صدا وسیما و شهر آرا و روزنامه های دیگه اومدن ومصاحبه گرفتن و بعدهم رفتند . انگار نه انگار که ما بیچاره ها اینجا سر گردونیم ... تو رو خدا تو بنویس که مردم بدونن ما چه می کشیم .
پیر مرد , کم کم به من و زنی که کنارم ایستاده و گاهی با تهدید و تشر و گاهی با التماس و نیاز می خواهد خبرشان را کار کنم , نزدیک می شود . اما از همان لحظه اول صدایش به بغض و فریاد آمیخته . ماجرا را جویا می شوم ....
پیر مرد می گو ید : ما 7000 نفریم که از 40 سال پیش تا کنون ,زمین ها را خریدیم . بسیاری سند داریم و بعضی هم قولنامه . حالا بعد از این همه سال می خواهند زمینمان را از چنگمان در بیاورند .شهرداری می گوید می خواهد زمین ها را فضای سبز کند . خودت نگاه کن خانم . دور تا دور فضای سبز است . مرد جوانتری فریاد می زند : شهرداری می خواهد زمین ها را متری 100 هزار تومان از ما بخرد . زمین هایی که در واقع میلیون میلیون ارزش دارد .
 زن آشفتنه ای جلو می آید و می گوید : من مستاجرم خانم . با 6 تا بچه , کجای دین خدا گفته در حالی که خودم زمین دارم , هر ماه و سال آواره خونه های مردم و باشم .
زن دیگری خط حرف های قبلی را ادامه می دهد که : از فلسطینی ها هم بیچاره تریم . لا اقل آنجا جنگ است و آخرش می میرند و راحت می شوند . ما را نمی کشند هم , تا راحت شویم .
زنی هم دستم را می کشد تا دم چادری و بچه 4 ماهه ای را نشانم می دهد . " دیشب تا صبح باران می آمد , بچه ام تا صبح از سرما توی این چادر خیس خورده, می لرزید. حالا نفسش به سختی در می آید " مهم نیست , بمیرد بهتر است که بخواهد با فقر و بد بختی بزرگ شود .
مرد دیگری با بد خلقی می گوید :" فکر کردی اینها دلشان به حال من و شما می سوزد . این هم مثل بقیه . می رود و میگوید : پلیس پدرم را در می اورد اگر خبر را کار کنم ..... کسی دلش به حال ما نسوخته .

اینجا زمینی در مجاورت نمایشگاه بین المللی مشهد است . جایی که 20, 30 سال پیش زمین هایش هیچ ارزشی نداشته و امروز با توجه به گسترش شهر حکم طلا را پیدا کرده . شایعه های زیادی درباره زمین ها مطرح می شود. خریدار عرب و یا یکی از سران سپاه , فرق چندانی نمی کند . موضوع این است که قطعه زمین بزرگی با 7000 مالک سند به دست ( غالبا کارگر و کشاورز) یک سوی بازیست و چند فرد صاحب قدرت که اجازه ساخت و ساز به مالکان زمین نمی دهند آن سوی بازی . خوب فقط می توان گفت : بازی ناجوانمردانه ایست .

مریم هم در همین باره نوشته