عطف به ماسبق( یعنی پست قبلی)
چطوری میشه با مردها رابطه فراجنسیتی داشت , باهاشون دوست بود , ازشون چیزی یاد گرفت و بهشون چیزی یاد داد , وقتی که همش این پیش فرض رو داری که مردا همیشه زنها رو قبل از هر چیز یه زن می بینند و هر لحظه احتمال داره بهش پیشنهاد صکص  بدن ؟ باید بی خیال روابط اجتماعی با آقایون شد و برای خودت یه فضای استرلیزه زنانه به وجود آورد؟ باید با چادر و چاقچور بیرون رفت و نخندید و و هی تذکر داد که مگه خودت خواهر و مادر نداری ؟ باید نشست توی خونه و سعی کرد به دور از این جامعه مسموم و پلشت خودت رو از نظر تئوری و علمی پروارتر کنی تا اونقدر بزرگ بشی که هیچکی جرات نکنه علاقه به همخوابگی با تو رو به زبون بیاره؟ یعنی هیچ راهی نیست که آدم با مردایی که از گپ زدن باهاشون لذت می بره , دوست باشه و این رفاقت سالم ( واقعا فرا جنسیتی) بمونه و آدم ,ضربه نخوره؟ مقصر حاکمیتیه که فضای جنسی جامعه رو مسموم و پلشت کرده؟ تقصیر آقایونه؟ تقصیر منه؟  نباید دیگه با دوستان آقام صمیمی باشم؟ نباید اونا رو دوست داشته باشم و براشون هدیه بخرم؟ نباید احوالشون بپرسم؟

 نظر مصطفی رو در این باره پرسیدم ؛  در حالیکه عصبی بودم و هر چی فحش بلد بودم نثار عناصر ذکور می کردم و به محض اینکه شعار می داد با داد و بیداد به همراه مریم میگفتیم : اگر مریم هم تو این شرایط باشه بازم نظرت همینه ؟!  مصطفی میگه : خانم ها باید این پیش فرض تلخ رو توی ذهنشون در مورد هر رابطه ای داشته باشن و بعد فقط با کسانی دوست , صادق و صمیمی باشن که فکر می کنند , خود کنترلی بالایی دارن . مصطفی سر سختانه معتتقد هرگز یه زن به خاطر وقاحت یه سری آقا نباید روابط راحت , صمیمی و در عین حال متین و اخلاقیش رو با همه آقایون قطع کنه . مصطفی می پرسه : فکر میکنی اگه چادر بپوشی و با آدم ها حرف نزنی این مشکل حل میشه؟ اون  میگه نباید به خاطر دیگران از آزادی های به حق خودت بگذری و خودت رو محدود کنی . می گه آدم هایی مثل تو و مریم , با روابط راحتشون , اصلاح شدن این فضا رو تسریع و تسهیل می کنند .
یکی دیگه از رفقام  بلند میخنده میگه وای میستادی جلوش و یه لگد می زدی به اونجایی که نباید زد , اونوقت می فهمید که دخترای روشنفکر, اونقدرا هم که فکر میکنیم کبریت بی خطر نیستند . بالاخره این کتاب خوندن ها به شما خانم ها  توانایی های زیادی می ده . از جمله توان نه گفتن و البته لگد زدن .
محسن می گه مگه تو لیبرال نیستی ؟ خوب اون آقا ,  آزاده که نظرش و خواستش رو بگه و تو هم حق داری , اون خواسته رو رد کنی . و این درباره همه آقایون صدق م یکنه . تو فقط باید مراقب باشی که از این دست پیشنهادات خیلی ناراحت نشی. ( البته من معتقدم هر رابطه ای توی چاچوب خاصی تعریف می شه و  حقوق و مسئولیتها و مرزهایی رو به وجود می یاره . نگاه جنسیتی توی یه رابطه اجتماعی , شکسن خط قرمز رابطه است .  )

روز های اول به شدت دچار دافعه شده بودم . اما .... صمیمی بودن , راحت بودن , دوست داشتن آدم ها( زن ومرد) و اعتماد کردن به اونها بخشی از شخصیت منه. البته شوکه شدن و غصه خوردن به خاطر پیشنهادات (به زعم من) بی شرمانه آقایونه مثلا فرهیخته هم بخش دیگه ای از شخصیتمه.   آیا باید خودم رو تغییر بدم یا می تونم امیدوار باشم این فضا یه روزی درست می شه؟ می دونی نمی خوام عروسک باشم و البته نمی تونم عبوس هم باشم .