هوای گرگ و میش ...
گاهی دلم یه دوست می خواد که وقتی عصبی ام دستم رو محکم بفشاره و ساعتها دستم رو توی دستش نگه داره.
گاهی یه دوست می خوام که روی نیمکت توی پارک کنارم بشینه وبدون هیچ حرفی, با من به روبروش زل بزنه .
گاهی یه دوست می خوام که گوش شنوایی برای پر حرفیای هیستیریکم باشه
گاهی یه دوست می خوام که ازم نپرسه خوبی؟ چی شده ؟ کجایی؟ آخه چی شد که اینطوری شد؟ و...
گاهی یه دوست می خوام که پای درد و دلم بشینه .
گاهی یه دوست می خوام که سرم رو بذارم رو پاش و اونم موهام رو ناز کنه , تا خواب برم .
گاهی یه دوست می خوام هی لوسم کنه .
گاهی یه دوست می خوام برام شعر بخونه .
گاهی یه دوست می خوام که فارغ از دلخوری های من, با هام مثل یه آدم پز انرزی( اونی که اغلب اوقات هستم ) رفتار کنه .
خوب با این اوضاع , حیوونی دوستام حق دارن گوگیجا بگیرن یا نه ؟
= = = = = = = = = = = = = = = = = == == = =
الان که یه دوست نمی خوام , یه اسب می خوام .
_ ماما ! من یکم پول لازم دارم . ماما متعجب بود ,( من هیچ وقت از ماما و بابا پول نمی گیرم )بدون یه لحظه تامل( با اون پای شکستش) رفت یه بسته اسکناس 100 تومانی آورد . چقدر می خوای؟
40_ میلیون .( فکر کرد دارم باهاش شوخی میکنم )
_ ( با خنده )چیه می خوای بری یه خونه مجردی بخری؟
_ساده ای ماما با این اقتصاد فلج دیگه خونه 40 میلیونی واسه من پیدا نمی شه , می خوام یه اسب بخرم .
_ ماما ( هنوزم داره می خنده ) حالا چرا اسب 40 میلیونی ؟ با دو میلیونم می شه اسب خرید.
_ اسب دو میلیونی خیلی پیره , نمی شه باهاش تاخت , تازه زودم میمیره اونوقت من دلم می گیره .من یه کره اسب از یه نزاد خوب می خوام .
ماما هم چنان داره می خنده...
_ حالا بهم 40 میلیون نمی دی؟ پسش می دم بهت .عروسکام , کامپیوترم , موبایلم , دفتر چه حسابم ( می خواستم فریب در معامله بکنم , تو حسابم تقریبا هیچی پول نیست ) حتی کتابام هم گرو .
_ با اسبت می خوای چکار کنی .
_ برم یه جای دور , یه جای خیلی دور , توی یه دشت قشنگ , دشتی که دور تا دو.رش کوههای بلند باشه .... بعد از اسبم پیاده شم و زمانی که داره یورتمه میره , ساعتها رقص یالش رو تماشا کنم ....
_خوب به جای اینکه 40 میلیون بدی به اسب برو یه ماشین خوب بخرو باهاش برو دشت .زودم برگرد خونه........
گاهی یه دوست می خوام که روی نیمکت توی پارک کنارم بشینه وبدون هیچ حرفی, با من به روبروش زل بزنه .
گاهی یه دوست می خوام که گوش شنوایی برای پر حرفیای هیستیریکم باشه
گاهی یه دوست می خوام که ازم نپرسه خوبی؟ چی شده ؟ کجایی؟ آخه چی شد که اینطوری شد؟ و...
گاهی یه دوست می خوام که پای درد و دلم بشینه .
گاهی یه دوست می خوام که سرم رو بذارم رو پاش و اونم موهام رو ناز کنه , تا خواب برم .
گاهی یه دوست می خوام هی لوسم کنه .
گاهی یه دوست می خوام برام شعر بخونه .
گاهی یه دوست می خوام که فارغ از دلخوری های من, با هام مثل یه آدم پز انرزی( اونی که اغلب اوقات هستم ) رفتار کنه .
خوب با این اوضاع , حیوونی دوستام حق دارن گوگیجا بگیرن یا نه ؟
= = = = = = = = = = = = = = = = = == == = =
الان که یه دوست نمی خوام , یه اسب می خوام .
_ ماما ! من یکم پول لازم دارم . ماما متعجب بود ,( من هیچ وقت از ماما و بابا پول نمی گیرم )بدون یه لحظه تامل( با اون پای شکستش) رفت یه بسته اسکناس 100 تومانی آورد . چقدر می خوای؟
40_ میلیون .( فکر کرد دارم باهاش شوخی میکنم )
_ ( با خنده )چیه می خوای بری یه خونه مجردی بخری؟
_ساده ای ماما با این اقتصاد فلج دیگه خونه 40 میلیونی واسه من پیدا نمی شه , می خوام یه اسب بخرم .
_ ماما ( هنوزم داره می خنده ) حالا چرا اسب 40 میلیونی ؟ با دو میلیونم می شه اسب خرید.
_ اسب دو میلیونی خیلی پیره , نمی شه باهاش تاخت , تازه زودم میمیره اونوقت من دلم می گیره .من یه کره اسب از یه نزاد خوب می خوام .
ماما هم چنان داره می خنده...
_ حالا بهم 40 میلیون نمی دی؟ پسش می دم بهت .عروسکام , کامپیوترم , موبایلم , دفتر چه حسابم ( می خواستم فریب در معامله بکنم , تو حسابم تقریبا هیچی پول نیست ) حتی کتابام هم گرو .
_ با اسبت می خوای چکار کنی .
_ برم یه جای دور , یه جای خیلی دور , توی یه دشت قشنگ , دشتی که دور تا دو.رش کوههای بلند باشه .... بعد از اسبم پیاده شم و زمانی که داره یورتمه میره , ساعتها رقص یالش رو تماشا کنم ....
_خوب به جای اینکه 40 میلیون بدی به اسب برو یه ماشین خوب بخرو باهاش برو دشت .زودم برگرد خونه........
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۸۶ ساعت توسط مرضیه
|