روزم مبارک!
30 تیر روز تولدم بود از دو هفته قبلش هی می گفتم مرضیه روز تولدت هدیه تولد یه پست قشنگ واسه خودت بذار آخرش هم رفتم به قهقرا !
17 مرداد ( یعنی همین امروز )روز خبر نگار . در حالیکه دیشب ساعت 5.5 صبح !!! خوابیدم ولی 8 بیدار شدم و ناقافل پریدم پای کامپیوتر تا برای روز خبرنگار یه چیزی بنویسم .
شاید باید بنویسم خبر نگارا خیلی حیوونی اند که مجبورن خود سانسوری کنند , یا مطالبشون سانسور بشه یا بعد از چاپ مطلبشون احضار بشن به داد گاه , یا روزنامشون توقیف بشه .
شاید باید بنویسم توی حجمه رسانه های پایتخت تلاش های خبرنگارای شهرستانی مورد غفلت قرار می گیره و رسانه محلی یه چیزی مثل کشک و دوغ ...
شاید باید بنویسم خبرنگارا ی شهرستانی خیلی حیوونی اند که در حالیکه خیلی خوب عمل می کنند ماهی 30 یا 40 هزار تومان حقوق می گیرند (یه لیسانسه با 40 تومان حقوق)
شاید باید بنویسم توی مشهد خبرنگارا هیچ منبع معتبر آموزشی ندان . نه دانشگاه, نه کلاس های درست و حسابی و نه حتی همکارانی که بخوان تجربیاتشون رو به تو منتقل کنند...
شاید باید بنویسم آینده برام خیلی روشن نیست .
شاید باید بنویسم .....
اما نمی خوام هیچکدوم از اینا رو بگم . می خوام بگم بزرگترین خوشبختی من این بود که وارد وادی روزنامه نگاری شدم .بزرگترین خوشبختی من این بود که بعد از 5 سال هنوز تو این حرفه موندم . بزرگترین خوشبختی من اینه که خبرنگارم ...
روزم مبارک .برای همه همکارام هم مبارک. برای همه دوستای وب لاگ نویس هم که دارن تئوری "شهروند ,رسانه" رو به ورطه عمل می کشونن هم مبارک .
من امروز خوشحالم....
17 مرداد ( یعنی همین امروز )روز خبر نگار . در حالیکه دیشب ساعت 5.5 صبح !!! خوابیدم ولی 8 بیدار شدم و ناقافل پریدم پای کامپیوتر تا برای روز خبرنگار یه چیزی بنویسم .
شاید باید بنویسم خبر نگارا خیلی حیوونی اند که مجبورن خود سانسوری کنند , یا مطالبشون سانسور بشه یا بعد از چاپ مطلبشون احضار بشن به داد گاه , یا روزنامشون توقیف بشه .
شاید باید بنویسم توی حجمه رسانه های پایتخت تلاش های خبرنگارای شهرستانی مورد غفلت قرار می گیره و رسانه محلی یه چیزی مثل کشک و دوغ ...
شاید باید بنویسم خبرنگارا ی شهرستانی خیلی حیوونی اند که در حالیکه خیلی خوب عمل می کنند ماهی 30 یا 40 هزار تومان حقوق می گیرند (یه لیسانسه با 40 تومان حقوق)
شاید باید بنویسم توی مشهد خبرنگارا هیچ منبع معتبر آموزشی ندان . نه دانشگاه, نه کلاس های درست و حسابی و نه حتی همکارانی که بخوان تجربیاتشون رو به تو منتقل کنند...
شاید باید بنویسم آینده برام خیلی روشن نیست .
شاید باید بنویسم .....
اما نمی خوام هیچکدوم از اینا رو بگم . می خوام بگم بزرگترین خوشبختی من این بود که وارد وادی روزنامه نگاری شدم .بزرگترین خوشبختی من این بود که بعد از 5 سال هنوز تو این حرفه موندم . بزرگترین خوشبختی من اینه که خبرنگارم ...
روزم مبارک .برای همه همکارام هم مبارک. برای همه دوستای وب لاگ نویس هم که دارن تئوری "شهروند ,رسانه" رو به ورطه عمل می کشونن هم مبارک .
من امروز خوشحالم....
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد ۱۳۸۶ ساعت توسط مرضیه
|