|
بدون سانسور
|
||
|
سودای مکالمه, خنده و آزادی |
هی بهش میگم دل کوچولو دختر خوبی باش بشین مشقاتو بخون تا موقع امتحان ها مث خر تو گل نمونی هی دلم جواب می ده تا نبریم سفر از درس و مشق خبری نیست .
هی بهش میگم ببین به این دلیل و اون دلیل الان نمی شه بریم سفر هی می گه: مگه تو حرف آدم سرت نمی شه من سفر می خوام . والله ما که با این دل دست کم داریم . لا مصب این یه ماهه که هر چی برنامه سفر چیدم به نحوی از انحا ریده شده توش .
باز عر عرش شروع شد . خوب بابا زر نزن یه کاریش میکنم .
بزار ببینم چه گِلی می شه واسه این دل کوچولو به سربگیریم .
|
|