تبليغاتX
بدون سانسور -
 
بدون سانسور
 
 
سودای مکالمه, خنده و آزادی
 

دوستت می دارم , بی آنکه بخواهمت

سالگشتگی ست این؟

که به خود در پیچی ابروار

بغُری بی آنکه بباری؟

سالگشتگی ست این

که بخواهیَش

بی آنکه بفشاریش؟

سالگشتگی ست این؟

خواستنش

تمنای هر رگ

بی آنکه در میان باشد

خواهشی حتی؟

نهایت عاشقی ست این؟

آن وعده دیدار در فراسوی پیکرها؟

شاملو/ مدایح بی صله

 |+| نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط رها 
 
  بالا