۱ : امشب سينما ۴ فيلم "نيمه تاريك " اثر جورج رومرو ، رو به نمايش و نقد گذاشت . پيشنهاد مي كنم در صورتي كه فيلم رو نديديد حتي اگه فيلم هاي ژانر وحشت رو هم ( مثل من !!) دوست نداريد بازم ديدن اين فيلم رو از دست نديد . نمي خوام حتي يه كوچولو درباره اون فيلم توضيح بدم اين كار بارسلونمه كه قرار تو
وبلاگش درباره فيلم بنويسه

ولي در مجموع همونطور كه از اسم فيلم پيداست فيلم داره به يك نيمه تاريك كه از ناخود آگاه آدم ها سر چشمه مي گيره حرف مي زنه نيمه تاريكي كه ممكن حتي خود آدم رو هم به سر حد مرگ بكشونه .من فكر مي كنم همه آدمها اين نيمه تاريك رو توي وجودشون دارن . وقتي دبير صفحه حوادث بودم و اجبارا خيلي ازخبر هاي قتل رو پوشش مي دادم يا ويرايش ميكردم ، هميشه به اين نتيجه مي رسيدم كه روح خبيث اون آدم اون روتبديل به يه قاتل كرده . روحي (اسمش رو بذاريم قسمتي از وجودمون ) كه همه ما به شكلي اون رو داريم و اگرافسار گسيخته رهاش كنيم ممكن هر جايي از زندگيمون سر در بياره و همه چيز رو تباه كنه !
شايد به خاطر همينه كه من هرگز خودم رو از بوییدن شاخه اي گل ، تماشاي شعله زيباي شمع ،و گاهي گوش سپردن به موزيك يك خواننده سياه پوست(كه جز همون يه اهنگ هيچي ديگه ازش نشنيدم) و مهم تر از همه حمل هميشگي قلم و دفتر چه اي كه مي تونه من رو از اوج شرايط بحراني رهايي بده محروم نمي كنم .انگار هميشه ازبيدار شدن روح خبيثم مي ترسم و مي خوام واسه همین روح شفاف و زيباي خودم رو پروار و پويا نگه دارم !!! ( چه كرديتي به خودم دادم ها !!! )
2 : ميگن رومرو چپه براي حفظ تعادل ! شرح مختصری از زندگی یه کارگردان راست مینویسم !
كريستف كيشلوفسكي در 27 ژوئن 1941در ورشو لهستان متولد شد پدرش بيماري سل دا شت و به علت اين بيماري هميشه در سفر بود .در سن 16 سالگي وارد مدرسه آتش نشاني شد اما خيلي زود فهميد نمي تواند نظم خشك اين فضا را تحمل كند اين شد كه مدرسه را ترك كرد و براي فرار از خدمت ارتش به مدرسه تئاتر ورشو رفت و در سال 1965پس از چند بار تلاش وارد مدرسه معروف فيلم "لودز " شد دهه 60كه زمان تسلط كمونيست ها بر شوروي بود ،فيلم مستند به عنوان يك ابزار موثر و بدور از سانسور رايج براي برقراري ارتباط با مردم به شمار مي رفت لذا كيشلوفسكي اولين كار مستند خود را با نام" دفتر كار "(the offic )در سال 1966 عرضه كرد البته پيش از آن نيز فيلم كوتاهي در سال 1965 با نام " the tram "ساخته بود . وي با فيلم خوره دوربين( camera baff) به شهرت جهاني دست يافت و در سال 80 كه فضاي سياسي كمي بازتر شد با فيلم هاي " chance blind "و short working day" جامعه كمونيستي را مورد انتقاد قرار دادالبته از آن پس دولت علاوه بر قطع بودجه فيلم سازي مقررات سختي را نيز براي اين هنر و حرفه وضع كرد و در اين سالها كريستف كيشلوفسكي فقط فيلم" no end " را كارگرداني نمود .
در سال 1988 به سفارش تلويزيون لهستان ساخت فيلم "decalogue "را آغاز كرد . ديالوگ كه در ايران به "ده فرمان "مشهور است علي رغم تم داستاني اش در خود اصول فيلم سازي مستند را دارد . اين مجموعه ده قسمتي (كه هر قسمت آن 50 دقيقه مي باشد ) راجع به 10گناه كبيره است .
كريستف دو فيلم كوتاه درباره عشق و قتل هم در كارنامه كاري خود ثبت كرده است . وي درسال 1991 فيلم معروف زندگي دو گانه ورونيك را ساخت و در سال 1993 نيز ساخت سه گانه شاهكار خود را آغاز كرد . اين سه فيلم با اسامي آبي ، سفيد ، قرمزو بر مبناي سه رنگ پرچم فرانسه نامگذاري شد و عملا مفاهيم جهان شمول آزادي و برابري و برادري را به تصوير كشيد . قرمز كه به عقيده منتقدين زيباترين كار كيشلوفسكي است آخرين اثر هنري او نيز به شمار مي رود .
كارگردان لهستاني پس از ساخت قرمز از سينما خداحافظي كرد و گفت مي خواهد بقيه عمرش را كتاب بخواند و سيگار بكشد اما سيگار كشيدن او مدت زيادي به طول نينجاميد و دو سال پس از خداحافظي با سينما در 13 مارس 1996 و در سن 56 سالگي بر اثر حمله قلبي با زندگي نيز خداحافظي كرد . ( اسم منبع اين مطلب رو به خاطر نميارم . )
پ . ن 1 : محبوبه مي گه من جنبه فيلم ديدن ندارم

خيلي راجع به فيلم ها فكر ميكنم خيلي هم تاثير ميگيرم !!! و پيشنهاد كرد هيچوقت ديگه فيلم ترسناك ! نگاه نكنم !

پ . ن 2 : من هي ميگم دارم خرافاتي ميشم هيچكي باور نميكنه

به جون خودم من ثنويت و جدايي روح و جسم رو باور نداشتم !

پ . ن 3 اولين فيلمي كه از كيشلوفسكي ديدم آبي بود. علي رغم نظر منتقدان به نظرم آبي از قرمز قشنگتره!
|
+|
نوشته شده در جمعه سوم آذر 1385ساعت   توسط رها
|