تبليغاتX
بدون سانسور
 
بدون سانسور
 
 
سودای مکالمه, خنده و آزادی
 
1 : با با اين دولت مهرورز ختم اقتصاده ما نمي دونستيم ها!!! همين چند روز پيش كه من به سختي ! در حال درس خوندن بودم آقاي احمدي نژاد هم به سختي مشغول به يك تصميم گيري كاملا كارشناسانه براي ادغام سازمان برنامه استان ها در استانداري ها بود . آخر سر هم پس از يك خواب نما شدن با شكوه اين تصميم اخذ شده و به استان داري ها ابلاغ شد . بعدش چه بلبشوي توي جمع اقتصاد دان ها پيش اومد ،والله من كه بينشون نبودم نمي دونم ولي اونايي كه هنوز از اين تصميم دچار لكنت نشدن گوشه و كنار حرف هايي زدن كه متاسفانه معني همش اينه كه آقاي رييس جمهور خيلي شوته !!! (البته ببخشيد ها) مثلا يك كارشناس اقتصادي به اسم مرتضي الله داد در اين باره گفته : واگذاري سازمان مديريت استان ها به استانداري در صورتي مفيد كه اين امر به يك شخص اقتصاد دان واگذار بشه نه مديران سياسي !!!
علي يونسي هم در مصاحبش با ايسنا در باره تصميم اخير رياست جمهوري گفته : " من اين طرح را به حال كشور مضر مي دانم ،اين طرح غير كارشناسانه است ." تازه تكتم خودمون هم كه ليسانس اقتصاد داره با شنيدن اين خبر لاخ لاخ موهاشو كند و كچل شد.
تا امروز كه يك كنترل مركزي بر بودجه بندي مي شد اوضاع اينقدر قاراش ميش بود بعد فكر كنيد اين كنترل مركزي هم برداشته بشه و همه كار ها بيفته دست استانداري ها و وزارت كشور كه اصلا ابزار و مهارت هاي سازمان مديريت و برنامه ريزي رو هم
ندارند. يكي نيست بگه آخه مرد مومن با كدوم تحليل تونستي اسم اين تصميم محير العقول رو بذاري تمركز زدايي؟!
من برام يه سوالي پيش اومده كه اين آقاي دكتر مهندس آيا تو دانشگاه حتي 4 واحد اقتصاد هم پاس نكرده كه توش ياد بگيره تمركز زدايي چيه و براي دستيابي به اون چه پرو سه اي رو بايد طي كرد ؟؟؟ آخه ميدونيد من ديگه كلا از مشاوران جناب رييس جمهور قطع اميد كردم !!!
2 : چند روز پيش رفتم پيش يه استاد آمار يه سوال ازش بپرسم ،بعد از تموم شدن كارم بهم گفت باهام كار داره گفتم بفرماييد گفت خانم فلاني من فكر ميكنم اين اصلا خوب نيست كه شما تو ماه رمضان لاك زديد چون دو حالت داره ملت يا فكر ميكنند شما خداي نكرده آدم معتقد و نماز خوني نيستيد يا حدس ميزنند كه پريوديد كه هر دوش بده !!! به اون كه هيچي نگفتم از سر اين مرض مزخرف خود سانسوري ولي به خودم گفتم خوب اگه من فكر ميكنم لازم نيست نماز بخونم كه بايد پاي اعتقادم وايستم و اصلا هم بد نيست ،اگه هم پريود باشم بازم بد نيست و مجبور نيستم پنهانش كنم.خوب اين يه فرايند طبيعيه ديگه.راستش فكر ميكنم بعضي از آدم هاي يكم بد با زشت و منفي و ناشايست جلوه دادن مسايلي از اين دست كه انحصارا به زنها ارتباط داره سعي ميكنند زنان رو تحقير كنند . نميگم اينو بايد جار زد ولي نبايد ازش هم خجالت كشيد يا بخاطرش حس حقارت پيدا كرد .
ولي مهم اينه كه استاده كلا دور خورد چون لاك زدن يه حالت سوم هم داره .من اگه بخوام نماز بخونم با لاك نماز مي خونم ( :
3 : اي عفيف .... قفل ها واسطه اند .... فقل ها فاسق شرعي در و زنجيرند ...قفل هم اميديست ... قفل يعني كه كليدي هم هست ...قفل يعني كه كليد .... ( نمي دونم شاعرش كيه )
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت   توسط رها  | 
شب بیست و یکم ماه رمضان علی طهماسبی تاویل خود از شب قدر و سوره قدر را طی سخنرانی تشریح نمود. من نتونستم در سخنراني شركت كنم ولي زهرا سعی كرد خلاصه ای از آن را ، تنظيم كند و من هم مطلبش رو عينا كار كردم پیشاپیش از اینکه این پست کمی طولانیست عذر خواهم! البته فکر می کنم برای آنان که دغدغه ای در این باره دارند خالی از فایده نباشد.

 واژه های کلیدی سوره قدر:

1-  ما (ما در شب قدر او را نازل کردیم):در این آیه خداوند ار کلمه ما استفاده می کند در حالیکه در آیه ای دیگر(انی جاعل فی الارض خلیفه) ازضمیر متکلم وحده یعنی "من"استفاده می کند چون در آن زمان خدا تنها بود و هنوز آدم را به عنوان خلیفه خود در زمین قرار نداده بود ولی بعد از آن از واژه "ما"استفاده می کند . به عنوان مثال وقتی معلمی می خواهد درس بدهد بدون حضور دانش آموز و خواستن او برای یاد گیری، تدریس فایده ای ندارد و در واقع  روند تدریس به کنش متقابل و دو طرفه است.یعنی وقتی آدم خلیفه خدا در زمین می شود دیگر خدا تنها نیست و از "ما" استفاده می کند.

2- نزول:نزول به معنای از آسمان به زمین آمدن نیست .در آن صورت قید می کند:"انزل من السماء ماء".بلکه شاید این کتاب از آسمان عقل و ذهن انسان نازل شده است .نازل شدن یعنی در دسترس قرار گرفتن،پایین آمده یعنی به زبان ساده و قابل فهم بیان کردن.

3- قدر :به معنی اندازه و مقدار است یعنی مقدار تو چقدر است .پس از پاسخ به این سوال به تقدیر به معنی اندازه گیری و برنامه ریزی می رسیم.

 ۴- لیل:به معنای شب و تاریکی است که گاهی به صورت مذکر و گاهی به صورت مونث می آید و در این سوره به شکل مونث بیان شده گویا این شب آبستن است و از این شب چیزی زاییده می شود.

۵-درک:به چیزی رسیدن و با چیزی یگانه شدن یعنی فهم عمیق از یک معنا.ادراک یک فهم وجودیست و نه تنها یک فهم ذهنی.

۶-ملائک:از دیدگاه قرآن همه پدیده ها دارای ملکوت هستند و ملائک گردانندگان و مجریان ملکوت هستند.

۷ـ امر:تئوری ذهنی که داری و هنوز انجام نشده است.و وقتی انجام دادی یا جعل می شود و یا خلق. وقتی می گویند در امورتان مشورت کنید یعنی در تئوری هایتان.

۸-سلام:یکی از نامهای خداوند است.از ریشه سلم یعنی بر کناری از هر مرض باطنی و ظاهری،فرهنگی و اقتصادی،مادی و معنوی.اسلام از همین ریشه گرفته شده است(باب افعال)یعنی هم خودت از هر مرضی بر کنار شوی و هم تلاش کنی دیگران را در این عرصه به سامان برسانی.

 شرح سوره قدر:

((ما "او" را نازل کردیم ) ):بسیاری از مفسرین "او"را قرآن معنی و تفسیر نموده اند .

در تورات یک اتفاق ،یک بار می افتد و دیگر همان است(مثل آفرینش آدم)ولی در قرآن ،دائم آن اتفاق نازل می شود.در قرآن نخستین آیات نازل شده بر پیامبر حاکی از خلق انسان از علق است . در اینجا ذهن را به سمت اسطوره نمی برد و تویی که از آمیزش زن و مرد آفریده شده ای هم مخاطب هستی .اگر خودت را مخاطب این کلام قرار دهی بر تو هم نازل خواهد شد.پس شاید منظور از "او"خودت باشی یا "من ایده آل"تو.

 حالا چرا در شب و تاریکی؟:در اکثر اسطوره ها،شب های بلندی مثل یلدا و کریسمس جشن گرفته می شود(جشن از گزشم می آید به معنی عبادت و نیایش).این شب در عین بلند و طولانی بودن نماد تولد خورشید است و پس از آن شب روز ها به تدریج بلند میشود.ولی اگر مشعلی از روشنایی نداشته باشی و وقتی جامعه و روابط خانوادگی تو در ظلمت و دروغ به سر می برد، تو را از طلوع خورشید چه حاصل؟این شب نماد ظلمت و جهل فرد است که انسان در آن دست و پا می زند. در سوره احزاب می گوید:"ما امانتی را به آسمان عرضه کردیم،ترسیدند و نپذیرفتن و انسان آن را حمل کرد ،همانا انسان ظلوم و جهول است"می شود اینچنین تعبیر کرد که چون انسان دردِ گرفتاری در تاریکی را داشت و اشتیاق به روشنایی داشت ،این امانت را قبول نموده و حمل کرد.در اینجا دو ساحتی بودن انسان را نشان می دهد که از طرفی جهول است و از طرفی "من ایده آل"دارد که خودش را در آن ساحت دوست دارد.

وقتی کلمه قدر به این شب تاریک می چسبد یعنی شبی که در آن تاریکی بتوانی خودت را کشف کنی، اندازه خودت را پیدا کنی و آنگاه برای رسیدن به "من ایده آل"برنامه ریزی کنی.یعنی قلم تقدیر در آسمانها نیست و اگر خودت،خودت را تقدیر کنی(اندازه گذاری)به جایی می رسی.

 حالا کدام تقدیر؟چه کسی یه من بگوید تقدیر و فرجام من کجاست؟:همین جا کلمه "درک" می آیدیعنی فهم عمیق شبی که در آن خودت را پیدا می کنی.

  چطور؟:همه رسولان رائی بوده اند یعنی رویا بیننده .این رویا به معنای خوابهای واکنش اعمال روزمره نیست بلکه رویایی است که فرجام من را به من نشان می دهد.استاد تو در پنهان وجود خود تو است.این رویا فقط در خواب نیست بلکه رویایی که برای آینده  در سر می پرورانیم را هم شامل می شود و اگر رویایی نداریم ،بی فرجام هستیم.اگر کسی تقوا داشته باشد ،این دریچه(رویا)برایش گشوده می شود و فرجام خود را از وجود خودش در یافت می کند.(تقوا یعنی خودت را  از آلودگی حفظ کنی و به خودت احترام بگذاری و در خلوت آنچنان باشی که اگر برملا شد، شرمنده نشوی.)

انسان دارای روح نیست و دارای نفسی است که دغدغه زندگی دارد و روح، نسیمی(روح از ریشه ریح به معنای نسیم است)است که انسان را مست خود می کند و برای رسیدن انسان به من ٍایده آل و تصویر من ٍایده آل وزیده می شود.در شب قدر ملائک و این روح  برای انجام هر کاری در دسترس تو قرار می گیرند و حالا تو شیئی بدون ملکوت نیستی و هستی دار شده ای و می توانی تقدیر خود را رقم بزنی .تو از آسیب این شب میترسی ولی اگر قدر خود را بدانی به سلامت  و روشنایی می رسی .

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت   توسط رها  | 

بهزيستي از جمله سازمانهاي رفاهي است كه با توجه به نامش داعيه دار كمك به به زيستن طيف خاصي از افراد جامعه مي باشد و اصلا به منظور خدمات رساني به افراد محروم جامعه بنا نهاده شده است .
اين سازمان هم اكنون 600 هزار معلول ،500 هزار نيازمند در حوزه ي اجتماعي ، قريب به 15 هزار كودك شبانه روزي و بي سر پرست ، 50 هزار سالمند و معلول و رواني و 500 هزار كودك در مهد كودك ها و رقمي نا معلوم زن روسپي و دختر فراري را تحت پوشش خود دارد و از سويي تا حد زيادي كنترل اعتياد و خدمات رساني به منظور ترك اعتياد را نيز به عهده دارد .
گستردگي فعاليت هاي بهزيستي و ساختار كاملا دولتي اين سازمان (به رغم ادعاهاي موجود !) و مناسبات بروكراتيك طاقت فرساي آن ، جامعه ي هدف سازمان را آنچنان مي آزارد كه بسياري از نيازمندان عطايش را به لقايش مي بخشند . همين قوانين سخت گيرانه و بعضا بي مورد است كه گاهي حتي دست رد به سينه ي مشاركت هاي مردمي ميزند و اين شبهه را به وجود مي آورد كه سازمان در راستاي جلب مشاركت هاي مردمي از خود بي تدبيري نشان مي دهد!
البته اين موضوع را نيز نمي توان ناديده انگاشت كه لازمه ي جلب مشاركت مردمي ، اعتماد سازي ، گزارش دهي و پاسخگويي به مردم و سهل الوصول كردن ارتباط مردم با سازمان مي باشد كه در يك ساختار حكومتي (به قول ماكس وبر ) مبتني بر اقتدار نظامي سالمند سالار (پاتر يارشال ) چنين عملكرد هاي دموكراتيكي كاملا بعيد به نظر ميرسد .
از سويي نهاد هاي كاملا موازي مانند كميته امداد و بنياد 15 خرداد و... نيز هر كدام ساز خود را مي نوازند و چه بسا بار خود را مي بندند و سازمان عريض و طويل بهزيستي ( كه وجهه اي به مراتب موجه تر از نهاد هاي موازي همچون كميته امداد دارد ) با بو دجه اي بسيار محدود مجبور به خدمات رساني به جامعه هدف خود مي باشد ، كه همين امر و از سويي گستردگي و ناتواني سازمان بر نظارت مستمر بر مراكز تحت پوشش خود ، باعث بروز مشكلات عديده اي براي قشر محرومي از جامعه مي گردد كه هيچ تريبوني هم براي ا براز نا رضايتي خود ندارند .
در پايان بايد متذكر شد كه هدف بهزيستي حل و فصل مشكلات مدد جويان ( كه غالبا از طبقه محروم و به شدت آسيب پزير جامعه نيز هستند) مي باشد بنابر اين بايد اين انحصار طلبي دولتي را كنار گذاشت و از نيرو ي مالي و فكري مردمي ، در راستاي اين هدف بهره برد و چنانچه كوچك سازي دولتي اين سازمان به گوشه قباي دولتمردان مهرورز نهم بر مي خرد و حضرات بيمناك اين مي شوند كه مبادا از يك ثواب الهي محروم شوند و به تبع آن عمارت يا حوري در بهشت را از دست بدهند لا اقل در صدد حذف نهاد هاي موازي ( كه هيچكس سر از كارشان در نمي آورد وگويي جز نكير و منكر هيچكس جرات حساب كشيدن از آنان را ندارد) بر بيايند تا لا اقل بهزيستي بودجه و نيروي كافي براي ارايه خدمات داشته باشد و در مواقع لزوم هم بي بهانه ، مكلف به پاسخگويي به افكار عمومي كه نه ؛ همان دولت مهرورز شود .
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت   توسط رها  | 
1 . امروز يه روز قشنگه ! مي پرسيد چي ؟ عرض ميكنم ... امروز روز جهاني كودكه
من هر سال به مناسبت اين روز مطالبي در باره كودك آزاري و نقض حقوق كودك و قوانين پدر سالارانه از اين جور چيز ها توي نشريه مي نوشتم . اماامسال اصلا دلم نمي خواد اين كار رو بكنم . آخه فكر ميكنم دنياي بچه ها اينقدر قشنگي داره كه لا اقل يه بار از همون قشنگي هابنويسيم نه از زشتي هايي كه آدم بزرگها به بچه ها تحميل ميكنند .
يه لحظه چشاتون رو ببنديد و بچگيتون رو مرور كنيد يادتون مياد چقدر قشنگ بود . بازيهامون ، چاشت مدرسمون، قهر و آشتي با دوستامون ، شيطو ني هامون ، برنامه كودكان هاي با حال و بي حالي كه مي ديديم ، يواشكي قاقا لي هاي خونه رو دو دره كردنهامون ، اوه از خرابكاريهامون كه نگو ....
واي يادتون مي ياد چقدر قشنگ بود ، چقدر قشنگ بوديم ، چقدر بي غصه بود يم ،چقدر دنياي پاكي داشتيم ... اگه بدونيد چقدر دلم واسه بچگيهام تنگ شده ...هيچ دوست ندارم اندرزگويي كنم ولي فكر ميكنم آدم ها وقتي بزرگ ميشن دچار سندرم آدم بزرگي ميشن . فكر كنم تنها دواي اين سندرم مرور خاطرات كودكيشونه و بايد برنامه هايي چيد ،كه آدم هاي بزرگ شده بچگيشون رو به خاطر بيارند شايد همين استدلال باعث شد بچه هاي انجمن اسلامي رياضي دست به يه كار قشنگ بزنن. بچه ها به مناسبت اين روز برنامه نقاشي كشيدن گذاشته بودند .
واي نمي دونيد چه خبر بود جوون هاي بيست يكي دو ساله با هم با لحن كودكانه حرف مي زدن ، با يه ذوقي با مداد رنگي ها و مدادشمعي ها نقاشي كودكانه ميكشيدن وبعد پايين نقاشيهاشون اسم كوچيكشون رو مي نوشتند . همه برگشته بودند به 14 ،15 سال پيش .كلي همه آدم كوچولو شده بودند .همه مهربون و نجيب شده بودند .تازه تمام مدت هم يه آلبوم از شعر هاي گلچين كودكانه به تلطيف هر چه بيشتر فضامون كمك مي كرد .
من كه كلي ذوق كردم امروز .(البته ناگفته نمونه كه يه دليل ديگه هم براي ذوق مرگيم وجود داشت . امروز اولين هديه روز كودك زندگيم رو گرفتم . اگه گفتيد كي بهم هديه داد ؟)
به هر حال روز كودك رو به همه كو چو لو ها و آدم كوچو لوها تبريك ميگم و اميدوارم ديگه حق هيچ كوچولويي ناحق نشه .
پ .ن :دلم مي خواد تو كامنتهام برام يه خاطره از كودكيهاتون بنويسيد
 |+| نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت   توسط رها  | 
 
  بالا