من خواب مونده نيستم دو روز پيش خبر سفر فضايي خانم انوشه انصاري رو شنيدم و از شبكه 4 هم پروسه پرواز سايوز رو تماشا كردم . اما از اونجاييكه بايد مثل بچه خر خون ها درس ميخوندم امروز اين مطلب رو گذاشتم!
1 : اول بگم اگر چه فمنيست راديكالي نيستم ولي ناخود آگاه از اينكه اولين فضا نورد ايراني يك زن بود خيلي احساس خوبي داشتم .
چند روز پيش توي كلاس زبان هم بحث اين بود كه اگه يه خيلي پول داشتيم آيا حاضر بوديم اون پول رو براي يك سفر فضايي خرج كنيم .بعضي گفتن بله و بعضي گفتن نه ولي من با تاكيد تمام گفتم اگه از اين كار لذت ببرم ؛ قطعا .
به نظر من بهترين كاري كه آدم ها مي تونن با پولشون انجام بدن لذت بردن از زندگيشونه. حالا يكي از رفتن به فضا لذت ميبره يكي از كمك كردن به ديگران و اون يكي از به خطر انداختن جونش و مثلا بند بازي ر وي يه طناب در ارتفاع 1000متري .
به هر حال، سفر خانم انصاري حدود ده روز طول ميكشه .خواستم از اينجا براش آرزوي سلامتي كنم و بگم اين موفقيت براي هر ايراني باعث ا فتخاره.
راستي اگه اهل بيدار شدن سر صبح هستيد ميتونيد ساعت 5 صبح شنبه 7 مهرماه ايستگاه فضايي كه سايوز به اون ملحق شده رو( كه به شكل يه ستاره پر نور و متحركه) مشاهده كنيد اين دقيقا زماني كه انوشه انصاري هم داره از اون دورها به مردم كشورش درود مي فرسته .
2 : آب مشهد يه ماهيه كه به خاطرسفر چندين ميليون زاير به مشهدجيره بندي 12 ساعته شده . شايد فكر كنيد مي خوام مديريت شهري رو نقد كنم .نه با با اين مديريت كه ديگه نقد كردن نداره . اتفاقا اين اقدام حضرات باعث شده كه خانم هاي خانه دار به خاطر قطعي آب از قفس خونه هاشون در بيان ووقتشون رو صرف كارهايي به جز رفت و روب و پخت و پزبكنند .خيلي ها هم مي رن روضه . قبلا نسبت به اين مو ضوع خيلي گارد داشتم ولي الان فكر ميكنم همين كه خانم ها حتي به بهانه شنيدن حرف هاي يه آخوند بي سواد از چهار ديواري خونه هاشون بزنن بيرون و با آدم ها وارد تعامل اجتماعي بشن هم ميتونه ، طي طريقي آهسته در جهت بهبود روابط اجتماعيشون و به تبع اون پي بردن به حقوق انساني و يافتن رويكرد هاي منطقي براي احقاق حقوقشون باشه .
3 : ميبينيد چه دنيايي ؟ يه طرف يه زن در حال سفر به فضاست و اين طرف زنها براي رفتن به پارك بانوان ، براي ورزش صبحگاهي هم بايد از آقا بالا سرشون اجازه بگيرن !!!
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت   توسط رها
|
چند روز پيش يه ماجرايي شنيدم كه ذهنم رو به خودش مشغول كرد .
ماجرا از اين قرار بود كه يه دوست رفته بود سوئيس و دوربينش رو گم كرده بود .مي گفت 90 درصد مطمئن بودم دوربين رو تو فرودگاه مهرآباد ازم دزديدن ولي در عين حال ، يه شكايت تنظيم كردم و دادم به مسئولين انتظامي فرودگاه سوئيس .اونها هم از من كاغذ خريد خواستن كه البته اين موضوع من رو كلي ناراحت كرده بود . فقط براي اينكه اثبات كنم دروغ نگفتم ، از برادرم خواستم كاغذ خريد رو از ايران برام بفرسته . بعد از چند روز يه برگه اومد به محل اقامتم كه برم دوربينم رو تحويل بگيرم !!! وقتي رفتم بهم يه دوربين آكبند دادن و گفتن كاغذ خريد رو براي اين مي خواستن كه بدونن مدل و مارك دوربين چي بوده !!!
وقتي هم اون خانم گفته اين دوربين من نيست بهش جواب دادن : ((مسئوليت حفاظت و حراست از اموال مسافران در فرودگاه با ماست پس ما مكلفيم خسارت شما رو جبران كنيم)) !!!
حتما مي دونيد توي كشورها ي پيشرفته محال كه شما از كيفيت كالا يا خدمتي شاكي باشيد و به شكايت شما توجه نشه و در نهايت رضايتتون رو جلب نكنند .
حالا يه دور ديگه واژه هايي مثل مسئوليت پذيري ، رقابت آزاد ، تبعيت از قانون ، برقراري نظم و امنيت و مهم تر از همه احترام به حقوق شهروندي و اعتماد به شهروندان رو مرور كنيد . به چه نتيجه اي مي رسيد؟
|
+|
نوشته شده در جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت   توسط رها
|