تبليغاتX
بدون سانسور
 
بدون سانسور
 
 
سودای مکالمه, خنده و آزادی
 

نمي خوام طولاني بنويسم .نمي خوام خاطره هاي عجيب و غريب اين 4 سال كار خبري رو تعريف كنم .نمي خوام بگم چقدر وقتي يه سازمان دولتي مي خواست بهمون هديه يا همون رشوه خودمون رو بده دلم براي خودم و تمام مردم مملكتمون مي سوخت .نمي خوام قصه هميشگي كه ما حقوقمون كفاف خرج و برجمون رو نميده و با وجود اينكه شغلمون جزءمشاغل سخت به سختي بيمه مي شيم رو بگم . نمي خوام بگم چند بار در طول كارم مجبور شدم به بعضي ها بگم " آقا من خبرنگارم فاحشه نيستم " .نمي خوام خاطره !!! توهين ها ي كه بهمون تو ي محيط كار مي شه يا كتك هايي كه بعضا نوش جان مي كنيم يا تهديد هايي كه ميشيم رو تعريف كنم . چون فكر كنم مخاطب من اغلب خبر نگاراني هستند كه خودشون همه اين شرايط رو تجربه كردند .
اما مي خوام صاف و پوست كنده بگم من خسته شدم . نه ، نه ، فكر نكنيد از سختي كار يا حقوق پايين ،به هيچ وجه .من از آپارتايدي كه تواين حرفه وجود داره خسته شدم .گاهي كه براي پوشش خبري مي رم از اينكه سر ميزي كه مخصوص خبرنگاراست بشينم عصبي ميشم .خبر نگارايي كه نه تنهاكار رو بلد نيستند كه حتي پرستيژ خبرنگاري هم ندارند . نمي خوام بگم من خيلي واردم نه به هيچ وجه .من حتي گاهي توي تنظيم بعضي از خبر ها و گزارش هام با مشكل مواجه مي شم ، اما اصول اوليه حرفه اي و اخلاقي اين حرفه چيز هاي خيلي پيچيده اي نيست و رعايتش فقط به كمي مناعت طبع احتياج داره . و من اين خورده رو نه به اون خبرنگاران كه بر اساتيد تجربي و علمي اين حرفه وارد مي دونم .
مگه تو اين مملكت فقط اتفاقاتي كه توي پايتخت ميفته به آستانه خبري مي رسه ؟؟؟ مثلا مشهد ؛كه يك شهر كاملا استراتژيك محسوب ميشه .هسته مركزي انجمن حجتيه ،نهاد اقتصادي بزرگي مثل آستان قدس كه هيچكي از حساب كتاباشون سر در نمياره يا اگه بياره هم سرش رو به باد مي ده و بسياري از مشاوران درجه اول رهبري توي همين مشهدند . هم مرزي با افغانستان ، وجود اقليت هاي مختلف قومي ، و مهم ترين مركز عبادي شيعيان جهان رو هم به اضافه صدها موضوع ديگه به مطالب بالا اضافه كنيد . حالا تو ي چنين شهري كو يه خبر نگار كاملا حرفه اي و البته عاشق كه بخواد خبر ها و گزارش هاي پيگيرانه بنويسه ؟؟؟
وقتي كه كتاب هاي ارتباطات تو مشهد گير نمياد ، وقتي تمام كلاس هاي آموزشي پدر و مادر دار تو تهران برگزار ميشه ، وقتي كه حتي اگه بخواي تو اين رشته ادامه تحصيل بدي وو اطلاعات علمي خودت رو بالا ببري تازه ميفهمي كه خيلي از سوال هاي كنكور از روي جزوه هاي درسي بچه هاي تهران كه او نها هم حاضر نيستند هيچ جوري براي خودشون رقيب بتراشن و حتي موسسه هاي كمك آموزشي هم اين رشته رو توي شهرستان ها ندارن ، بعد چطور ميشه توقع داشت كه توي شهرستانها بشه خبرنگار حرفه اي و با معاومات پيدا كرد و چطور مي شه توقع داشت خبر ها و گزارش هاي خيلي مهم توي شهرستان ها مغفول نمونه ؟؟؟ چطور ميشه توقع داشت كه خبر نگاران و گزارش نويسان از سبك ها ي متنوع خبري استفاده كنند (در حاليكه اصلا اون سبك ها رو بلد نيستند ) و چطور ميشه توقع داشت مطالعه مردم در سطح قابل قبولي قرار بگيره و و سطح فرهنگي و بخصوص فرهنگ سياسي مردم رشد كنه ؟؟؟

واي نمي خواستم غر بزنم ،مي خواستم روز خبرنگار رو به همه همكارام تبريك بگم و بگم به اينكه خبرنگارم و وظيفه مهندسي اجتماع روي شونه هاي امثال منه به خودم مي بالم ولي خوب گاهي درد و دل كردن هم خالي از فايده نيست . به هر صورت روز خبرنگار مبارك .
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت   توسط رها  | 
فكر ميكنيد جاي كار سياسي كردن و حرف سياسي زدن و تحليل سياسي دادن كجاست؟احزاب و رسانه ها تشكل هاي سياسي يا دانشجويي ؟!!نخير شما كاملا در اشتباهيد.انگار يادتون رفته اينجا ايران . جايي كه هميشه به نظر من يه مدل يكم بزرگتر از اتاق من و هيچ چيزي توش سر جاي خودش نيست . توي يه همچين فضايي جاي تحليل سياسي دادن بقالي و نونوايي سر كوچمونه و هسته ي مركزي تئوري پردازي هاي سياسي هم در تاكسي ها شكل مي گيره .
امروز تو تاكسي بودم راننده يه سري تحليل فوق تخصصي !!! درباره رفع بحران هاي اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي و و حتي بحران هسته اي ايران داد . در همين حال يه بار از چراغ زرد و يه بار از چراغ قرمز رد شد و يه دفعه هم خلاف پيچيد !!! تازه آخر سر هم از من يه خيلي بيشتر كرايه گرفت !!!
مي خواستم بگم آقاي محترم شايد اگه ما عادت داشتيم به قوانين هر چند دست و پا شكسته مملكتون احترام بذاريم و حقوق و مسئوليت هاي خودمون رو بشناسيم و به اونها عمل كنيم ، شايد هرگز به يه همچين وضعيتي گرفتار نميشديم ولي يادم افتاد آقا وسط افاضاتشون نقل كرده بودن : " همه بحران هاي بين ا لمللي موجود به خاطر بي كفايتي اين زنيكه آمريكاييست (رايس رو مي فرمودند !!!) بعد هم تصريح كرد زن جماعت رو چي به سياست !!! زن جماعت بهتره بره ....
ببخشيد از ادامه بحث اين آقا به خاطر ملاحظات اخلاقي معذ ورم همينطور از ذكر جوابي كه به جاي يه بحث منطقي، من به اين راننده فهيم دادم ، چون فكر كردم با چنين فردي بايد با ادبيات خودش صحبت كرد تا بفهمه از اين به بعد جلوي يه خانم نبايد هر چي به دهنش مي رسه بگه …
امروز يه اتفاق جالب ديگه هم افتاد .اول بابك يه جايي شبيه به پايگاه هاي انتخاباتي درست كرده بودند و ترانه هاي حزب الله با صداي خيلي بلند از اونجا پخش ميشد .ما هم كه فضول ... كشف كرديم اونجا پايگاه تبليغاتي انصار حزب الله براي حمايت از حزب الله لبنان . بله همون انصار حزب اللهي كه توي تجمع هاي دانشجويي مي ريختن و با لباس شخصي دانشجو ها رو مي زدند و يا وقتي فيلم مارمولك تو مشهد اكران شد تهديد كردن كه سينما رو آتيش ميزنن و يا همونهايي كه هر بار يه آدم حسابي براي سخنراني ميومد مشهد يه فصل سير يارو رو ميزدند !!!! حالا با طيب خاطر توي يكي از بزرگترين معابر مشهد براي خودشون يه پايگاه تبليغاتي درست كرده بودند
وقتي با زهرا از جلوي اين پايگاه تبليغاتي رد شديم برامون اين سوال پيش اومده بود كه " آيا حزب الله مشهد شعبه اي از حزب الله لبنان يا بر عكس " !!! ولي در هر حال دلمون براي حسن نصرالله سوخت .
فكر كنم دوستان حزب الله مي خوان با اين كارها به خودشون رسميت ببخشن وحدس ميزنم روزي كه انصار حزب الله رسمي بشه يعني يه فاجعه بزرگ رخ داده .....
 |+| نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت   توسط رها  | 

اتل متل توتوله

خدا حالش چه جوره ؟

با اين همه بزرگيش

انگاري، كور كور

هر روز داره ميبينه ، كه كودكي سه ساله

با چهره اي پرازغم، دور از چشم پياده

نشسته تو خيابون ، حريص لقمه اي نون

نداره زير پوستش ؛ حتي يه قطره ي خون

 

رد ميشيم و يه سكه مي ندازيم توي كاسش

غافل از اينكه يك بار بپرسيم حال زارش

 

دنيا همش همينه

خدا فقط ميشينه

از اون عرش كثيفش

درد من رو ببينه

شايد كره ، شايد كوره

خود درده ، حرفش زوره

 

هر چي كه هستي  از من دور هستي

 

يك روز ميام از اون بالا ميارمت روي زمين

ميگم اينه زندگيمون

چشمات روباز كن و ببين

 

اتل متل توتوله ،حال خدا چه جوره ؟با اين همه بزرگيش انگاري ، كور كور

 

پ . ن 

 ۱ : شعر مال دوست رضاست كه تو جشن تولدش با صداي قشنگش و پيانوي رويايي همسرش خوند .

2: اعصابم به قول محبوبه پارادوكسيكال  . طبق معمول هيچ كس رو گير نياوردم بهش گير بدم جز خدا. ديوان بدون سانسور فروغم هم گم وگور شده و من از خوندن عصيان فروغ محروم شدم فقط اين چند خط يادمه

 

اي خدا،اي خنده مرموز مرگ آلود

با تو بيگانست دردا ناله هاي من

من تو را كافر، تو را منكر،تو را عاصي

كوري چشم تو،اين شيطان ، خداي من

 |+| نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت   توسط رها  | 
فقط يك سال و نيمشه .صداي موشك و خمپاره هر دفعه ديوونه ترش مي كنه. شير ندارن بهش بدن . مادري هم نيست كه در آغوش بگيرش .اون يكي سه سالشه . باباش تو ي درگيري هاي قبلي كشته شده .هنوز تصوير جنازه در خون غلتيده پدرش رو نمي تونه از ذهنش پاك كنه . يكي از خانم ها يك بچه رو محكم گرفته تو بغلش ،نمي دونم با اين كار مي خواد خودش رو آروم كنه يا بچه رو ...
چند ثانيه بعد ... يك صداي مهيب ... يك انفجار ... و حالا ديگه همه جا رو خاك و خون گرفته.


تا همين لحظه حمله موشكي اسراييل به چهار پناهگاه در قانا (يكي از شهر هاي كوچك جنوب لبنان ) 54 كشته داشته كه 37 نفر از اونها بچه هاي معصوم بودند .
سخنگوي دولت اسراييل از اين اتفاق به عنوان يك اشتباه نام برد و اظهار داشت از كشتار قا نا عميقا متاسفه . *
نخست وزير لبنان هم آتش بس فوري رو پيشنهاد داده و در مورد حملات لبناني هاي خشمگين به ساختمان سازمان ملل هم تصريح كرده : خشم و ناراحتي معترضين رو درك ميكنه و لي ازشون خواهش ميكنه كه بر رفتار خودشون مسلط باشن .گفتني است پس از حملات هوايي اسراييل به قانا ،لبناني هاي خشمگين در بيروت به ساختمان سازمان ملل و حمله كرده و شيشه هاي آن را شكستند .
در همين حال نخست وزير لبنان از سازمان ملل در خواست كرد : فورا اقداماتي را در جهت كنترل بحران و جلو گيري از نسل كشي بيشتر اسراييلي ها انجام دهد .
از سويي حزب الله هم پس از اين حمله سوگند خوردند كه انتقام خون جان باختگان قانا را از اسراييلي ها خواهد گرفت و اين حمله بدون پاسخ نخواهد ماند .

گويي بايد منتظر يك كشتار وسيع ديگر و اين بار در جبهه اسراييلي ها باشيم .

مي دونيد گرگها چطوري شكار ميكنن ؟اونها دور شكارشون حلقه مي زنن و زوزه مي كشن به محض اينكه شكارشون خواب آلود بشه و چشمش رو بذاره رو هم همه بهش حمله ميكنن . وقتي شكاري در كار نباشه و گرگ ها گرسنه باشن باز هم دور هم حلقه مي زنن وبه اولين گرگي كه چشاش رو،روهم بذاره حمله مي كنن . مي گن يه اصل مهم اينه كه گرگها به توله ها به عنوان شكار حمله نميكنن .
گرگها تنها حيوونهايي هستند كه ممكنه گوشت هم نوعشون رو بدرند. ولي حتي اونها هم بچه
هاي هم نوعشون رو نمي درند. ما آدم ها !!! توي وحشيگري نوبريم .

*(هه هه هه اين خانم آدم رو سوپريز ميكنه . 50 ، 60 نفر رو توي يه حمله موشكي هوايي كشتن ميگن عميقا متاسفن .فقط همين ... )
 |+| نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت   توسط رها  | 
 
  بالا