|
بدون سانسور
|
||
|
سودای مکالمه, خنده و آزادی |
1: امروز علارغم اينكه كلاس لب مرز صفر شدن داشتم اصلا حسش نيومد برم ، گرفتم خوابيدم وقتي بيدار شدم به پيشنهاد خواهر كوچيكه زنگ زدم به زهرا و فرشته (خواهر زادم )با هم رفتيم نمايشگاه گل و گياه .وااااااي نمي دونيد چقدر توپ بود !يه خيلي گل ناز به اضافه ي يه هواي خيلي خيلي مطبوع ......
زهرا برام يه شاخه رز هلندي با يه اسم عجيب و غريب كه اگه يه ميليون بار تكرارش كنم هم نمي تونم ياد بگيرمش خريد . واي چقدر رز هاي خوشگلي داشت... زرد ، سرخ ، سفيد ، صورتي ، حتي سبز . اينقدر تنوع داشت و زيبا بود كه آدم هوس ميكرد يه دوست پسر داشته باشه و براش از هر كدوم يه شاخه بخره و با عشق بهش تقديم كنه!!! اما من به جاي خريدن گل رز كه زيادي نوستالژيكه !! براي خودم يه گلدون شمعدوني پيچ خريدم .واي اينقدر نازه. ........ تازه تو يه غرفه هم كه گل هاي آبزي داشت نيلوفر ديدم دوباره كلي ذوق كردم ... تنها ضد حال اين بود كه يه خانم امر به معروفي (توي نمايشگاه !!) بهم گفت شالم رو بكشم جلو !!! با يه لبخند تمسخر آميز شالم رو كشيدم جلو مو هام از پشت ديده شد .خانم دوباره گفت شالم رو درست كنم تو دلم بهش گفتم "ببخشيد من شالم رو توي دولت قبل خريدم الان هم دارم پولام رو جمع ميكنم تا به محض تصويب لباس ملي پوشش مناسب دولت جديد رو ابتياء كنم !!!) ولي با يه هزينه و فايده ي سر انگشتي فكر كردم يه آدم بي شعور ارزشش رو نداره كه با دهن به دهن گذاشتنش باهاش حتي يه اپسيلون از لذتم كم بشه. به جاي همه ي اين حرفا فقط بهش اخم كردم و انگار حساب كار اومد دستش ، ديگه هيچي نگفت!!! من آدم خيلي رمانتيكي نيستم ؛ با اين وجود امروز از رفتن به نمايشگاه خيلي لذت بردم . زيبايي هميشه به آدم انرژي مثبت ميده بخصوص اگر اين زيبايي با عطر سكر آوري هم همراه باشه .
۲ : از نمايشگاه كه اومدم خونه مثل خوشحالا !! نشستم پاي تلويزيون بازي آرسنال و بارسلونا رو ديدم .بازي هم خيلي با حال بود فقط يه اشكال داشت و اون اينكه خواهرم هم با من بازي رو تماشا ميكرد !!!تعجب نداره ؛ وقتي با خواهر من بشينيد پاي فوتبال بيشتر خيال ميكنيد داريد يك فيلم كمدي ميبينيد !در باره ي همه چيز اظهار نظر ميكنه الا بازي . تازه خوبه كه من غيرتي نيستم ! آخه از بين بازيكن ها هم يه خيلي دوست پسر براي خودش ! و دوستاش انتخاب ميكنه !!! وقتي هم با چشم و ابرو سر و صورت و به عبارتي بادي لنگوييچ بهش ميفهموني كه اعصابت خورد شده و مي خواي با آرامش بازي رو نگاه كني تلويزيون رو خاموش ميكنه بعد بايد 60ساعت دنبالش بدويي تا بتوني ازش كنترل رو پس بگيري !!!بلاخره من بازي رو با اعمال شاقه ديدم و باز هم لذت بردم . البته دوست داشتم آرسنال ببره .( راستي خوش به حالشون اونجا داشت بارون ميومد!)
الان حس خوبي دارم .خوشحالم !!! آره دوستان به همين آسوني ميشه آدم غصه ، اضطراب يا خشم ويا هر هيجان منفي ديگه اي رو با يه سري كار هاي كو چو لو و ساده از فكرش بريزه بيرون و به شمعدونيه اتاقش لبخند بزنه .
3 : فردا سالروز بزرگداشت خيام . من عاشق خيامم . اين شاعر ، منجم ، رياضي دان و فيلسوف بزرگ . از مانيفست خيام خيلي خوشم مياد .اين دو بيتي هم براي حكيم عمر خيام
خيام اگر ز باده مستي خوش باش
با لاله رخي اگر نشستي خوش باش
چون عاقبت كار جهان نيستي است
انگار كه نيستي چو هستي خوش باش
به بهانه ي ۲۴ ارديبهشت روز گرامي داشت فردوسي
شاهنامه در طول عمر هزار ساله اش دمساز جاودانه ي ملت ايران بوده است و شريك غم ها و شادي هايش اين شاهكا ر حماسي قباله ي حيثيت و سند افتخار ملي ايرانيان بوده است.گاهي تاملات حكيمانه ي فردوسي در اثناي داستانسرايي طبع افسانه پسند خلايق را به تفكري عبرت آموز كشانده است و گاهي اندرزهاي خرد مندانه اش مددكار ذهن پند آموز پيران گشته ....
ضحاك ماردوش ـــ سعيدي سيرجاني
شاهنامه بر خلاف نامش نه قصه ي شاهان بوده و نه در مدح آنان .شاهنامه در حقيقت قصه ي پهلواناني بوده كه همچون نخبهگان امروزي ــبه تعبير سياسيون ــ در صدد دفع بلا از اين خاك پر گهر بوده اند .
شاهنامه محصول روزگار سياه استبداد و اختناق عرب ها و تركهاي نيمه ي قرن چهارم بوده كه سرزمين خراسان را سخت در بر گرفته بود. و اين همه رندي حكيم خرد مند طوس بود كه در روزگاراني كه ايران مورد حجمه ي استبداد و استعمار بيگانگان قرار گرفته بود عجم زنده گرداند بدين پارسي . سراينده ي خرد گراي شاهنامه سي سال عمر ارزشمند خود را صرف اين جمله كرد كه ـچو ايران نباشد تن من مباد _
شاهنامه نه تنها يك شاهكار ادبي كه يك مانيفست ناسيوناليستي خرد مدار و روشنفكرانه است كه به جرات مي توان ادعا كرد ايران و زبان شيرين پارسي را از سقوط به قهقراي ظلماني از خود بيگانگي و در خود سوختن نجات داد و از سويي كلام اسطوره اي شاعر پارسي گوي آنچنان ظلم ستيز و صلح پرور بود كه مبدل به ميراث جاودانه و گرانسنگ مشرق زمين و قوم آريا براي جهانيان شد . تا آنجا كه تا به حال به بيشترين زبان هاي زنده ي دنيا برگردانده شده است .
يكي در آن عهد و زمان با آن همه استبداد و اختناق سي سال عمر گران را براي زنده كردن فرهنگ ناب ايراني و زبان شيواي فارسي ارزاني ميدارد و امروز .... وا ايرانا كه امروز گروهي خود فروش عرب پرست گذاردن نام ها ي اصيل پارسي را بر فرزندان اين ديار بر نمي تابند و از عرق ملي فقط براي كشاندن مردم به كوچه و خيابان و فرياد زدن حق مسلم شان !!!كه نه آزادي و نه عدالت و آرامش بلكه انرژي هسته ايست سود مي جويند .
و كلام آخر :خداوند جان و خرد وطنم را از گزند رياكاران مصون بدار و روح دهقان زاده ي طوسي را از كابوس به يغما رفتن ايران برهان .
|
|