عاشق شو ار نه روزي كار جهان سر آيد نا خوانده نقش مقصود از كا رگاه هستي
امروز ولنتاين بود روز عشاق .
احتمالا وجه تسميه ي ولنتاين رو همه مي دونيد .اينكه در قرن 3 ميلادي امپراطور روم به اين نتيجه ميرسه كه سرباز هاي مجرد عملكرد بهتري نسبت به سر باز هاي متا هل دارن بنا بر اين ازدواج مر دهاي جوان رو ممنوع ميكنه ومردي به نام سنت ولنتاين كه تصميم امپراطور رو خيلي بي رحمانه مي دونه دختر ها و پسر هاي جوون رو مخفيانه به عقد هم در مي ياره و پادشاه كه از ماجرا مطلع ميشه اون رو به مرگ محكوم مي كنه.
تا همين چند وقت پيش فكر ميكردم عشق يك مفهوم بدون مصداق كه فقط توي ادبيات غنايي محلي از اعراب داره و عملا عاشقي مال آدم هاي بيكارويا شاعره!فكر مي كردم آدم ها هيشكي رو بيشتر از خودشون دوست ندارن و حتي زماني هم كه ادعا مي كنن عاشق شدن باز هم از سر خود خواهي .فكر مي كردم عشق يه دروغ بزرگ تاريخيه .كلا نسبت به اين واژه آلرژي داشتم .
ولي مد تيه كه دارم جدا روي اعتقاداتم و به قولي مانيفست عشقم تجديد نظر مي كنم. حالا فكر مي كنم منصفانه نيست آدم تپش قلب و لرزش دست وتب و تاب و بيقراري عاشقا رو بذاره رو حساب خود خواهي شون.فكر ميكنم بي انصافي كه دلنگراني هاي هميشگي و دلمشغولي دائمي عاشقا رو بذاره رو حساب بيكار يا شاعر مسلك بودنشون.حالا فكر مي كنم شايد حلقه ي گم شده ي زندگي آدم ها عشق باشه .شايد توي اين دنياي پر از نفرت امروز تنها و تنها عشق كه ما رو از به قهقهرا رفتن نجات ميده .شايد قوي ترين موتور محرك آدمها عشق باشه .و شايد عشق تنها عاملي باشه كه يه ريز توي گوش آدم ها زمزمه ميكنه كه آدمن و حق زيستن و آزاد زيستن دارن .شايد به همين دلايل كه توي حكومت هاي جورعشق گناه كبيره و جرم نا بخشودني محسوب ميشه.و تمام نظام استبداد تمام نيروش رو براي سر كو ب عشق به كار مي بره .شايد به همين دليل كه هر سال روز ولنتاين يه عالمه دختر و پسر رو مي گيرن فقط به اين جرم كه مي خواستن به هم گل و عروسك و شكلات هديه بدن و از اين راه بهم بگن كه عاشقانه همديگه رو دوست دارن.و شايد به همين دليل كه بايد عشق اين مفهوم زيبا و مر موز ميراث جا ويدان آدمي با شه.
به هر حال روز عشاق رو به همه ي عاشقا تبريك ميگم.اميدوارم هميشه شاد باشيد و عشققتون تا هميشه
جا ويد .
تو ضيحات :
1: پيشنهاد ميكنم عشق و انگاره ي طهماسبي رو روي سايتش مطالعه كنيد.
2: قيمت گل رز 4 برابر شده !!!خواهرم گفت: ((مي خواستم برات رز بخرم ديدم بيخودي كلي گرون شده گفتم دو روز ديگه ميخرم كه نه سيخ بسوزه نه كباب!!! ))
3: روز ولنتاين نشستم يك پيشنهاد بي شرمانه رو ديدم از اين ديا لو گش خوشم اومد:
Have I ever told you I love you..…
No …..
I do …..
Still…..
Always…..
|
+|
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت   توسط رها
|
شب تاسوعا با بچه ها رفتيم خونه ي طهماسبي مباحث جالبي مطرح شد كه نوشتنش خالي از لطف نيست.
. انسان فارق از ديندار يا بي دين بودنش به افق هايي فراتر از آنچه هست مي انديشد به همين دليل هميشه1 ملزم به تغيير و دگرگوني (سيرورت) در همه چيز است..
2در نگاه ديني بهشت به عنوان يك ايده ي ازلي مطرح ميشه كه ميشه اين رو از دو منظر بررسي كرد
بهشت جهاني از پيش ساخته شده در جغرافيايي خاص كه براي رفتن به آنجا فرد مكلف به انجام يك سري تكاليف است! دستيابي به چنين بهشتي انسان را مقيد به سيرورت و دگر گوني نمي كند چرا كه وي مكلف به انجام تكاليفي از پيش تعيين شده است وپس از مرگ هم به جغرافيايي پا مي نهد كه همه ي كوچه پس كو چه هاي آن را در روايات خوانده و فقط پاسخ گوي نياز هاي ابتدايي اوست(بهشت با حوريه و جوي عسل و شراب زمزم!!!) در چنين رويكردي دنيا و آخرت براي فرد بر نامه ريزي ميشه و اون مكلف ابزار گونه فعاليت كنه تا به بهشت برسه و اگر فردي طور ديگه اي بينديشه اسمش ميشه مرتد و خونش مباح!از درون چنين رويكردي استبداد درست ميشه.
2_ بهشت انگاره ايست در ذهن ما كه ما با توجه به اعمالمان آن را به تدريج براي خود مي سازيم .در اين رويكرد يا به عبارتي در جهان ايهام و انگاره آدم ها حق دارند متفاوت بينديشند.در اين فضا انسانها رشد و تغيير مي كنند
3. آيا بايد به واقعه ي عاشورا به عنوان يك واقعيت تاريخي نگريست يا يك اسطوره؟؟؟اگر بخواهيم به آن به عنوان يك واقعيت تاريخي بنگريم حوادث بسيار تكان دهنده تر از آن در تاريخ به وقوع پيوسته كه قابليت عزاداري بيشتري را هم دارد ولي اگر به آن به عنوان اسطوره اي بنگريم كه تمام هم و غمش بر اين است كه مدل انساني كامل را به ما بدهد منطقي تر به نظرمي آيد(هيچ قديسي در زمان حياتش قديس نبوده چرا كه هيچ انساني كامل نيست ولي پس از مرگشان به اقتضاي شرايط او را به عنوان يك مدل كامل از قلب تاريخ بيرون مي كشند و او تبديل به يك اسطوره مي شود.)
4.سه رويكرد به وقايع ديني وجود دارد:
1_عاميانه و بدون عنصر آگاهي .(مث آدم هايي كه ميرن مراسم عزاداري و و توش براي حسين مث يه آدم مظلوم و بيچاره كه ظالمانه كشته شده گريه ميكنن.حالا صد رحمت به اينا بيشترشون هم كه به خاطر مريضي باباشون وكرايه خونشون و شوهر نكردن دخترشون جواب رد شنيدن از اونكه خاطر خواش بودن اشك مي ريزن!!!
2_رويكرد روشنفكران ديني كه آخرش يا مجبور ميشن تن به خرافه بدن و اون قصه ها رو قبول كنن و يا زير همه چيز بزنن و به كل منكر همه چيز بشن.
3_رويكرد معقول كه توي اين رويكرد با نگاه اسطوره اي به مباحث ديني بدور از خرافه پردازي از اون اسطوره ها مدل برداري ميشه براي گام برداشتن انسان به سوي تعالي.(اين تعالي مي تونه كاملا غير متا فيزيكي باشه .)در اين مدله كه ميشه به اين نتيجه رسيد كه نبايد تن به حكومت جور داد و آموخت كه بايد بارها و بارها مرد فبل از مرگ فر جامين تا نبايد براي حفظ وضع مو جود از خطر كردن حراسيد چراكه سكون انسان رو تبديل به شيء مي كنه.
توضيحات
1: جلسه ي طهماسبي 4 ساعت طول كشيد و خلاصه كردنش خيلي سخت بود.
2:اعتراف مي كنم موقع نوشتن گيج گيج بودم
3:اينم براي زهرا جونم .تا تو باشي ديگه من رو تهديد كني!!!
|
+|
نوشته شده در جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت   توسط رها
|
امروز ار دور ميدون احمد آباد داشتم مي يومدم چشمم به يه پرچم خيلي بزرگ درست دور ميدون افتاده .روي پرچم نوشته شده بود يا حسين و بالاي كلمه ي حسين تصوير يك دست سرخ رنگ وجود داشت . و پا يين پرچم آرم انصار حز ب الله حك شده بود.... تا وقتي خاتمي بود فرمان داري به اتصار اجا زه نمي داد پرده يا پر چمي رو با آرم خود شون در كوچه و خيابان نصب كنند.
خدا كنه به اين سر عتي كه به چشم مي ياد به سمت تحجر نريم...
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت   توسط رها
|
امام جمه ي مشهد اسمش علم الهدي ست .ايشون توي آخرين خطابشون يه روايتي تعريف كردن كه گفتنش خالي از لطف نيست.
ايشون نقل كردند :روزي روزگاري مردي به نزد حضرت رسول ميره و ميگه :يه سگيه كه پاچه ي من رو مي گيره.پيامبر اعتنا نمي كنه .بار دوم ميره و ميگه رسول اين سگ دوباره پا چه ي من رو گرفت باز هم پيامبر اعتنا نميكنه .بار سوم كه ميره و دوباره شكايتش رو عنوان ميكنه رسول مي گه بيا بريم پيش اين سگ ببينم چشه. وقتي مي رسن پيش سگ سگ ميگه السلام عليك يا رسول الله .محمد ميگه چرا پا چه ي اين مرد رو مي گيري ؟سگ ميگه اين مرد به امام علي توهين ميكنه و من براي همين پاچش رو مي گيرم!!!!!!!!!!!
نخنديد اين يه طنز يا هجو نيست .عين واقعيت .اگر كسي رو داريد كه به نماز جمعه ميره و بين نماز به خطبه ها گوش ميكنه (البته ميدونم چنين گزينه اي به سختي پيدا ميشه) به هر حال ازش بپرسيد بهتون ميگه سوتي حاج آقا رو.
وحشتناك... .باور كردني نيست... .يه آدم چطوري مي تونه شعور آدم ها رو تا اين حد زير سوال ببره؟
باور كنيد تصميم گرفته بودم ديگه سوتي امام جمعه ها و در مجموع معممين رو پوشش ندم ولي اين ديگه فقط يه سوتي نبود يه افتضاح وحشتناك بود .
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت   توسط رها
|
امشب فيلم (( زندگي زيباست ))رو ديدم .فوق العا ده بود .پيشنهاد ميكنم هر كي نديدش بره ببينه.
ماجراي فداكاري و زكاوت پدري بود كه توي بحراني ترين شرايط زيبا زندگي كردن رو به پسرش ياد ميده
از دوست خوبم كه بهم ديدن اين فيلم رو توصيه كرد والبته تقريبا همش رو هم برام تعريف كرد ممنون.اين يكي از بهترين فيلمهايي بود كه تا به حال ديده بودم
|
+|
نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت   توسط رها
|
چند هفته پيش براي مصاحبه اي در باره ي سنگسار رفتم خونه ي طهماسبي. دلم يكم گرفته بود و طهماسبي برام حافظ خوند و به شكل معجزه آسايي بهم آرامش داد .جمعه ي پيش كه پيشش بودم گفتم اوضام رو به راه و خوشحالم.بهم گفت((آرزو ميكنم شادي و اندوهت هر دو اصيل باشه))الان 3 روزه درگير اين جمله ام.به چه اندوهي ميگن اندوه اصيل؟اندوهي كه به خاطر سوء استفاده از دين در حكومت شكل مي گيره؟اندوهي كه به خاطر جنگ يا مرگ انسانهاي بيگناه؟اندوهي كه به خاطر فقر و فلاكت مردم؟اندوهي كه براي از بين رفتن محيط زيست؟اندوه به خاطر زنداني شدن آدم هايي كه به جرم گفتن و نوشتن افتادن گوشهي حلف دوني؟و.... و شادي اصيل چيه؟شاديي كه بعد از رفع همه ي اينها و بر قراري صلح و امنيت و آزادي جهان شمول نصيب آدم ميشه؟ شادي كه پس از ظهور مصلح به دست مياد!!؟اگه قرار به اين باشه كه آدم هايي مث ما بايد تا هميشه غصه بخورند و هرگز رنگ شادي رو نخواهند ديد...
كي گفته اندوه يك بچه وقتي براي يه بسته پفك گر يه ميكنه اصيل نيست؟كي گفته اندوه يه پير مرد وقتي از پاره شدن عكس جوونيش توسط نوه هاش با خبر ميشه اصيل نيست؟كي گفته شادي دختر بچه اي كه ماتيك ميزنه و با ذوق به خودش نگاه ميكنه با اصالت نيست؟كي گفته اندوه كسي كه از نديدن كسي غمگين و شادي كسي كه از ديدن يكي خوشحال اصيل نيست؟معيار ستجش اين اصالت كجاست؟
امروز داشتم شان پاول گوش ميكردم پاشدم و مث ديوونه ها ورجه وورجه كردم مامان از تو آشپز خونه يهو چشمش به من افتاد و از ته دل شروع كرد به خنديدن كي ميتونه ادعا كنه شادي مامان تو اون لحظه اصيل نبوده؟ اين هفته كه برم پيش طهماسبي همه ي اين سوالها رو ازش مي پرسم
پ.ن
1. متن مصاحبه ي سنگسار رو بعدا ميذارم
2 .مدت ها بود مامانم اونطوري كه امروز خنديد نديده بودم .شادي واقعا گم شده ها...
|
+|
نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت   توسط رها
|
خبر اول: ارو پا يي ها ديوانه طمع كار ظالم و مصداق طاقوت واقعي هستند ....پرونده ي هسته اي ايران يك تجربه ي الهي كه اميد داريم سر بلند از اون بيرون بياييم.فكر ميكنيد اينها حرفاي كيه؟حسني اروميه ؟جوادي آملي؟مصباح يزدي؟ فاكر ؟ طبسي؟نه اينها حرفاي رييس جمهور اسبق و با خرد مون هاشمي رفسنجاني كه در سفري كه به قم داشته ايراد كرده.احتمالا هواي كويري و آب شور و ديدن يه عالمه مراجع يكي از يكي با خرد تراينچنين تاثير شگرفي بر ادبيات آقاي هاشمي داشته .اي بابا نبايد سخت گرفت انسان جايز الخطاست ديگه
خبر دوم: كمسيون فرهنگي مجلس خواب نما شده و بعد از دو سال وزير فرهنگ و ارشاد خاتمي رو به پاي ميز محاكمه كشونده كه مرتيكه ي معاند ملهد فلان فلان شده چرا تو ي جشن مهر 82 زنها از مرد ها جدا نبودن و توي اون مراسم رقص مبتذل غربي اجرا شده؟
خبر سوم : سومين جلسه محاكمه ي روزنامه اعتماد كه اتها مش تبليغ عليه نظام بود برگزار شد.كيانوش استقلال زاده كيه ديگه ؟ تا جايي كه من شنيدم اسمش الياس حضرتي بود
خبر چهارم: به نام پدر يه عالمه جايزه برد .مباركه
خبر پنجم: ميگن بين 500 تا 1200 نفر از اعضاي سنديكاي شركت واحد دستگير شدن و الان جايين كه عرب ني بندازه.منصور اسانلو هم كه يكي از مسئولان سنديكاست چند وقتي كه داره تو اين هواي سرد آب خنك مي خوره .
خبر مهم: رييس جمهور گفت انقلاب اسلامي گامي بزرگ در ادامه تكامل بشريت است!!!و اين نهضت بزرگ ادامه ي حركت انبيا و ثمره ي قيام خونين امام حسين در عاشوراست!!! انقلاب مردم در سال 57 نا محدود و مستمر است!!!
(من حرفي براي گفتن ندارم!!! فقط يكي به من بگه يه انقلاب چه طوري نامحدود ميشه؟؟؟)
پ.ن
از اين به بعد كمتر اينجوري مينويسم آخه اگه آدم بخواد سوتي هاي آقايان رو بگيره وقت براي نوشتن كم مياره
|
+|
نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت   توسط رها
|
امروز روز خوبي بود.يه هواي تميز و نه چندان سرد و يه زمين پر از برف.
عصر رفتم بازار نا پرهيزي كردم و كتاب عهد عتيق و عهد جديد رو كه انصافا خيلي هم گرون بود رو واسه ي خودم خريدم (من هر وقت ميخوام به خودم جايزه بدم و خودم رو ذوق مرگ كنم يه كتاب ميخرم)
بعد هم با روزنظام به قرار داشتم و يه فنجون نسكافه دبش مهمونش بودم.با هم درباره كار گپ زديم و قول داد بهم تو كار خبر كمك كنه.فكر كن روزبه معلم آدم باشه...فوق العاده است ...شك ندارم كه پروسه ي مثبتي خواهد شد.
البته تو كافي شاپ يه دختر 14 يا 15 ساله ديدم كه داشت با غرور تمام سيگار ميكشيد هر كار كردم ليبرال باشم نشد وتو دلم با آه و افسوس گفتم آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟
وقتي رفتم خونه گارفيلد بغلم كرد و 5 تا ماچم كردو گفت خواهر جوني خوشحالم كه از يه خلصه ي تقريبا يه ماهه در اومدي آخه حيف توي كه زندگيت رو توي گوشه ي اتاقت هدر بدي اين هم ظلم به خودت هم به بشريت هم به من بيچاره كه دم كنكوري مجبوربودم همش قيافه ي آفسايد و درب و داغون تو رو ببينم!!!
شب بين خبرهاي زيادي مث پيروزي حماس در انتخابات پارلماني فلسطين وكشف عاملان انفجار هاي اهواز و اختتاميه جشنواره ي فيلم فجر وهواي آلوده ي تهران و پيشنهاد پرواز مستقيم از ايران به آمريكا و كاهش تورم نسبت به سال گذشته نطق رفسنجاني و خاتمي و وضعيت پرونده ي هسته اي ايران در شوراي حكام و...ميدونيد چي نظرم رو جلب كرد ؟ نطق خطيب نماز جمعه ي قم!!
حاج آقا گفتند: نظام ا سلامي ايران نظامي پاك و مطهر است و با اشاره به تقارن محرم و دهه ي فجر از مبلغان خواستند به تحليل علمي قيام امام حسين بپردازند و از مردم هم خواستند از منبري ها مطالب علمي طلب كنند و در انتها هم عزاداري هاي بي پايه و اساس رو خيانت فرهنگي به مردم برشمردند...
توضيح:
بي انصاف نظام لا اقل اسما جمهوري اسلامي نه فقط اسلامي.اين موضوع اصلا شوخي بردار نيست گفته باشم!!!
پرسشها:
1. معني پاك و مطهر چيه و اصولا چه طوري يه نظام سياسي ميتونه پاك و مطهر باشه؟!!!
2.تحليل علمي يعني چه؟ و چه طوري ميشه يه قيام مال 1400 سال پيش رو تحليل علمي كرد؟
3.به نظر شما ميشه از منبري ها درباره ي فيزيك كوانتم پرسيد اگر نه چه مطلب علمي ميشه ازشون
طلب كرد؟مثلا اينكه به لحاظ علمي بهتر آدم باپاي چپ وارد توالت بشه يا پاي راست؟؟؟
4.باز هم به نظر شما اگه بخوا يم عزاداري ها رو به با پايه و اساس و بي پايه و اساس تقسيم كنيم چقدرش خيانت به فرهنگ طلقي ميشه؟
ببخشيد زياد حرافي كردم .بزاريد رو حساب دير به روز كردن وبلاگ.....
|
+|
نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1384ساعت   توسط رها
|
من اين مطلب رو خيلي دوست دارم .
مي خواستم با يه چيز ديگه شروع كنم مثلا با يه مطلب راجع به آزادي يا نيكي يا حرمت قلم و كاتب يا اصلا يه نقد
خبري يا هر چيز ديگه اي
ولي اين هم خوب
وقتي سفر نميكني
وقتي چيزي نمي خواني
آرام روي به مردن مي نهي
وقتي به اصوات زندگي گوش نميدهي
وقتي قدر خودت را نميداني
آرام روي به مردن مي نهي
وقتي خود باوري را در خود ميكشي
وقتي نميگذاري ديگران به تو كمك كنند
آرام روي به مردن مي نهي
وقتي برده ي عادات خود ميشوي
وقتي هميشه از يك راه تكراري ميروي...
اگر روزمرگي را تغيير ندهي
اگر رنگ هاي گوناگون بر تن نكني
يا اگر با ناشناس ها صحبت نكني
آرام روي به مردن مي نهي
وقتي از شور و گرما
از احساسات سركش
و از آنچه چشمانت را به درخشش وا ميدارند
و ضربان قلبت را تند تر ميكند
پرهيز ميكني
آرام روي به مردن مي نهي
اگر وقتي از شغلت يا عشقت خرسند نيستس آن را عوض نكني
اگر براي يافتن مطمئن در نا مطمئن خطر نكني
اگر وراي رويا ها نروي
اگر به خودت اجازه ندهي
كه حد اقل يك بار
از مصلحت انديشي گذر كني
آرام روي به مردن مي نهي
امروز زندگي را آغاز كن
امروز مخاطره كن
امروز كاري بكن
نگذار كه آرام بميري
شادي را فراموش نكن
Pablo neruda
|
+|
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت   توسط رها
|